سامانه آموزش مجازی سراج 2013-07-03T11:47:36Z http://irscc.ir/?feed=atom WordPress master <![CDATA[جنگ واژه ها در رسانه های خبری]]> http://irscc.ir/?p=130 2013-07-03T11:47:36Z 2013-07-02T08:04:35Z به جرأت می توان گفت که عنوان گذاری برای عناصر خبری، پر کاربرد ترین تکنیک در میان تمام تکنیک های مورد استفاده است. چنانچه یک رسانه با عنوان گذاری برای عناصر خبری، به صورت هدفمند مفهومِ مورد نظر را جاری ساخته و ذهن مخاطب را جهت می بخشد.

* عنوان گذاری برای عناصر خبری: به جرأت می توان گفت که این ترفند، پر کاربرد ترین تکنیک در میان تمام تکنیک های مورد استفاده است. چنانچه یک رسانه با عنوان گذاری برای عناصر خبری، به صورت هدفمند مفهومِ مورد نظر را جاری ساخته و ذهن مخاطب را جهت می بخشد.

[در این سه خبر به ترتیب عبارات "هدایت کردن"، "نیروها"، "وارد شدن" و "متوقف کردن" جایگزین "بردن"، "کماندوها"، "حمله کردن" و "توقیف کردن" شده است]

[تمهیدات دولت در خصوص ورود بیشتر گردشگران چین به کشور با استفاده از عبارت "وارد کردن گردشگر" تخطئه شده]

[در حالی که فاطمه امیرانی (همسر سابق شهید باکری) به عنوان همسر دوم در زوجیت علی یونسی، وزیر دولت خاتمی است، سایت کلمه و دیگر رسانه های همسو و همچنین شخص خانم امیرایی به استعمال عنوان "همسر شهید باکری" اصرار دارند.]

* واژه های همسنخ: کلماتی با مفاهیم نزدیک به هم اما متفاوت در معنا، و یا هم معنا اما با بار معنایی متفاوت که در “عنوان گذاری برای عناصر خبری” و القای مطلب مؤثر و پر کاربرد است.

بدین توضیح پرکاربرد ترین واژه های همسنخ و شرح تفاوتشان به قرار زیر است:

«رزمنده/جنگجو»، «مبارز/ تروریست»، «کودتا/ انقلاب»، «کاهش/ کاهش رشد»، «بسیجی/لباس شخصی»، «افزایش اشتغال/ کاهش بیکاری»، «دولت/ هیأت دولت»، «حکومت/حاکمیت»، «کشور/ رژیم»، «دولت/ نظام»، «رژیم/ حکومت/ نظام»، «مردم/ ملت»،«خواهش/ خواسته»، «راه اندازی/ بهره برداری/ افتتاح»، «صبر/ تحمل»،«واکنش، تلافی و دفاع/ اقدام، حمله و جنگ»، «تأسیس/ استقلال»، «طالبان/القاعده»، «عربستان/ شبه جزیره ی عربستان»، «آمریکای لاتین/ آمریکای جنوبی»، «فلسطین/ فلسطین اشغالی»، «شهر غزه/ نوار غزه»، «شورشی/ انقلابی»،«روحانی/ آخوند»، «سلاح نامتعارف/ سلاح کشتار جمعی»، «رئیس دولت/ رئیس جمهور»، «طرح/ لایحه»، «کمیسیون/ فراکسیون»، «متهم/ مجرم»، «دادگاه/دادسرا»، «قرار/ حکم/ رأی»، «اصل/ ماده/ بند/ تبصره»، «جایز/ واجب»،«تصویب/ تنفیذ»، «تأیید/ تأکید»، «عدم احراز صلاحیت/ رد صلاحیت»، «اجبار/اکراه»، «فرار/ عقب نشینی»، «تاکتیک/ تکنیک»، «ترغیب/ تطمیع»، «آتش بس/صلح»، «اجرایی شده/ اجرا شده»، «مرجع/ مجتهد»، «پایداری/ پافشاری»، «تلاش/تقلا»، «سایت خبری/ خبرگزاری»، «مردمی/ عوام گرا/ عوام فریب»، «تبانی/همکاری»، «رشد/ توسعه»، «خارجی/ بین المللی»، «نقش/ تکلیف»، «شهر/شهرستان»، «آیین نامه/ تصویب نامه/ بخش نامه»، «غیر دولتی/ خصوصی»،«خصوصی/ محرمانه»، «سهم/ سهام»، «تشبیه/ مقایسه»، «توبیخ/ تنبیه»،«سانسور/ تحریف»، «تبعه/ مقیم»، «آراء سفید/ آراء باطله»، «مثال/ مصداق»،«اجماع/ اکثریت»، «دفع خطر/ رفع خطر»، «سکولار/ لائیک»، «تغییر/ اصلاح»،«استشهادی/ انتحاری»، «تکذیب کردن/ تأیید نکردن»، «کشف/ اشغال/ تصرف/فتح»، «نیروی نظامی/ نیروی انتظامی»، «نظامی/ شبه نظامی»، «مظلوم/ بی گناه»، «اعتصاب/ تحصن/ تجمع/ راهپیمایی/ تظاهرات»، «تقلب/ تخلف»، «مباشر/شریک/ معاون»، «چند درصد چنین است (ناظر به کمیت و یا کیفیت)/ چند درصدش چنین است (ناظر به ماهیت)»، «تسلیم/ دستگیر»، «احضار/ بازداشت»، «اشتباه/خطا»، «تعریف (شناساندن)/ تعریف (مدح گویی)»، «مذاکره/ مناظره»، «حتماً ممکن است/ حتماً هست»، «اخراج/ استعفا/ بازنشستگی»، «تذکر/ اخطار»، «تضاد/تناقض»، «نمی دانم که هست/ می دانم که نیست»، «دادسرا/ دادگاه»، «حذف یارانه/ هدفمند کردن یارانه»، «احتیاط/ ترس»، «دروغ/ توریه»، «حجت الاسلام/ حجت الاسلام و المسلمین»، «معترض/ آشوبگر»، «قاصر/ مقصر»، «ابراز همدردی/ ابراز تأسف/ عذر خواهی»، «اکثریت مطلق/ اکثریت نسبی»، «هلاکت/مرگ/ وفات/ شهادت»، «بازجو/ بازپرس»، «سِمت/ شغل»، «ادعا/ اعلام/ افشا/اذعان/ اعتراف»، «حزب/ جبهه»، «گرفتن/ پس گرفتن»، «علت/ دلیل»، «نقد/اعتراض/ تخریب/ حمله توهین/ فحاشی»، «مذهب/ فرقه»، «حرف ها/ اظهارت/سخنان/ بیانات/ فرمایشات»، «خرد جمعی/ دموکراسی/ دیکتاتوری عوام»،«استقلال خواهی/ تجزیه طلبی»، «عدالت/ مساوات»، «عموم/ عوام»، «مقید/متعصب»، «توجیه/ دلیل»، «تورم/ گرانی»، «اسیر/ گروگان»، «چالش/ تهدید»،«نظام مندی/ بروکراسی»، «فضای امن/ فضای امنیتی».

• «رزمنده/ جنگجو»: “رزمنده” عبارتی مثبت و حداقل خنثی است؛ در حالیکه “جنگجو” (جویای جنگ) بار منفی دارد.
• «مبارز/ تروریست»: بار معنایی “مبارز” مثبت، و “تروریست” منفی است.
• «کودتا/ انقلاب»: ابتدا در تفاوت این دو باید گفت که “کودتا” عبارت است از دگرگونی و سرنگونی رأس یک حکومت توسط بخش دیگری از سران، در حالی که”انقلاب” معطوف به سرنگونی حکومت توسط اکثریت مردم می باشد. از این روی نام کودتا همواره با قانون شکنی و خیانت آمیخته بوده در حالی که در انقلاب، عقبه ی مردمی، پشتوانه ی مشروعیت آن است.
• «کاهش/ کاهش رشد»: “کاهش” یعنی قرار گیری “شاخص” در سیر نزولی، در حالیکه “کاهش رشد” یعنی کند شدن شیب “صعود”.
• «بسیجی/ لباس شخصی»: در یک کشور مواجهه ی با ناآرامی ها به سه شکل می تواند صورت گیرد که عبارت است از: مقابله ی “نظامی، انتظامی و مردمی”.طبیعی است که حالت اول بدترین نوع برخورد و حالت سوم برترین آن است. با این توضیح باید گفت اصرار برخی رسانه ها بر استفاده از واژه ی “لباس شخصی” (نیروی نظامی با لباس مبدل) به جای “بسیجی” (نیروی مردمی)، معطوف به تخطئه ی پشتوانه ی مردمی یک حکومت و “حقوق بگیر” خواندن آنان می باشد. چرا که مواجهه ی نیروهای مردمی با ناآرامی ها الزاماً و صرفاً ایدئولوژیک است اما حضور نیروهای نظامی و انتظامی می تواند چنین نباشد.
• «افزایش اشتغال/ کاهش بیکاری»: از آنجایی که با افزایش جمعیت، همواره بر متقاضیان بازار کار در کشور افزوده می شود، میزان افزایش اشتغال برابر با کاهش بیکاری نیست. چنانچه با ۱۰% افزایش اشتغال، ۱۰% از میزان بیکاری کاسته نمی شود.
• «دولت/ هیأت دولت»: “دولت” می تواند دلالت بر معنای عام (قوه ی مجریه) یا خاص خود (هیأت دولت) داشته باشد.
• «حکومت/ حاکمیت»: در قرار گیری این دو واژه در کنار هم، “حکومت” به “افراد” و “حاکمیت” به “روند” اطلاق می شود.
• «کشور/ رژیم»: یک کشور برای کشور شدن نیازمند سه رکنِ “سرزمین، تبعه و حاکمیت” است و چنانچه کشوری فاقد یکی از این ارکان باشد، در عرف سیاسی آن را “رژیم” می نامند. چنانچه ایران، دولت اسرائیل را به دلیل غصب سرزمین فلسطین، رژیم خطاب می کند و دشمن نیز با هدف غیر مردمی نشان دادن حکومت(فقدان عنصر تابعان)، متقابلاً از این لفظ استفاده می کند.
• «دولت/نظام»: “نظام” به سان ظرف و “دولت” مظروف آن است. از این روی استعمال عبارت “دولت جمهوری اسلامی ایران” نادرست می باشد و صحیح آن است که بگوییم”دولت احمدی نژاد” و “نظام جمهوری اسلامی ایران”.
• «رژیم/ حکومت/ نظام»: در یک مفهوم، این سه واژه مترادف اما با بار معنایی متفاوت است.
• «مردم/ ملت»: “مردم” دلالت بر افراد یک جامعه دارد و “ملت” دلالت بر تابعان یک کشور.
• «خواهش/ خواسته»: در “خواهش” مفهوم تضرع نهان است، در حالیکه خواسته فاقد چنین مفهومی است.
• «راه اندازی/ بهره برداری/ افتتاح»: در مثال یک کارخانه، “راه اندازی” به معنای به مرحله ی شروع رساندن کارخانه، “بهره برداری” به معنای به تولید رسیدن کارخانه و “افتتاح” ناظر به مراسمی نمادین در بازدید از راه اندازی یا بهره برداری کارخانه است.
• «صبر/ تحمل»: “تحمل” ناظر به صبرِ تحت فشار است.
• «واکنش، تلافی و دفاع/ اقدام، حمله و جنگ»: مفهوم “واکنش، تلافی و دفاع”، مسبوق به سابقه ی آغاز درگیری از جانب طرف مقابل است. در حالیکه در”اقدام، حمله و جنگ” چنین مفهومی وجود ندارد.
• «تأسیس/ استقلال»: “تأسیس” کشور به وجود آمدن آن است. به عکس “استقلال” که وجود کشور، مسبوق به سابقه بوده اما تحت سلطه ی کشوری دیگر.
• «طالبان/ القاعده»: “طالبان” اسلام گرایان تندرو و میهنی افغانستان به سردمداری ملا عمر است؛ در حالیکه “القاعده” جریانی فرا مرزی به سردستگی سابق بن لادن و کنونی ایمن الظواهری می باشد.
• «عربستان/ شبه جزیره ی عربستان»: “عربستان” به کشور عربستان سعودی اطلاق می شود؛ در حالیکه “شبه جزیره ی عربستان” محدوده ای جغرافیایی در محدوده ی دریای سرخ، دریای عرب و خلیج فارس و شامل کشور های عربستان سعودی، یمن، عمان، قطر، امارات و بحرین است.
• «آمریکای لاتین/ آمریکای جنوبی»: تمام کشور های آمریکای جنوبی، لاتین نیز هستند اما به دلیل موقعیت کشور لاتین زبان مکزیک و قرار داشتن آن در نیمه ی شمالی قاره ی آمریکا، آمریکای لاتین اعم از جنوبی بوده و مکزیک را نیز شامل می شود.
• «فلسطین/ فلسطین اشغالی»: در عرف و ادبیات سیاسی کنونی، منظور از فلسطین، بخش های فلسطینی نشین خارج از حاکمیت صهیونیست ها(کرانه ی باختری رود اردن و نوار غزه)، و منظور از فلسطین اشغالی، سرزمین تحت سیطره ی دولت اسرائیل است.
• «شهر غزه/ نوار غزه»: شهر غزه درون نوار غزه قرار داد.
• «شورشی/ انقلابی»: “شورشی” دارای بار منفی و “انقلابی” دارای بار مثبت است.
• «روحانی/ آخوند»: “روحانی” لفظی محترمانه و “آخوند” غیر محترمانه است.
• «سلاح نامتعارف/ سلاح کشتار جمعی»: هر سلاح کشتار جمعی ای نامتعارف هست اما هر سلاح نامتعارفی الزاماً کشتار جمعی نیست؛ مانند تسلیحات شیمیایی.
• «رئیس دولت/ رئیس جمهور»: در کشور های دارای دو رکن اجرایی (رئیس جمهور و نخست وزیر)، رئیس جمهور رئیس کشور، و نخست وزیر رئیس دولت است.
• «طرح/ لایحه»: آنچه از جانب نمایندگان برای تصویب به مجلس ارائه می شود طرح، و آنچه توسط وزرا یا رئیس جمهور تحویل داده می شود لایحه نام دارد.
• «کمیسیون/ فراکسیون»: تقسیم کمیسیون بر اساس وظایف، و تقسیم فراکسیون بر اساس جهت گیری های سیاسی است.
• «متهم/ مجرم»: فرد تا قبل از مرحله ی نهایی شدن حکم دادگاه “متهم”، و پس از آن “مجرم” شناخته می شود.
• «دادگاه/ دادسرا»: وظیفه ی دادسرا تشکیل پرونده های کیفری و تحقیق در مورد آن است، در حالیکه وظیفه ی دادگاه صدور احکام قضایی است.
• «قرار/ حکم/ رأی»: “قرار” اختصاص به دادسرا، و “حکم” اختصاص به دادگاه دارد. “رأی” نیز شامل هر دو می باشد.
• «اصل/ ماده/ بند/ تبصره»: هر بخش از متن قوانین که با عددی شماره گذاری شده “ماده” نام دارد و مواد قانون اساسی “اصل” نامیده می شود. “بند” نیز بخش های تفکیک و شماره گذاری شده ی ذیل هر اصل یا ماده است. به قیودی که معمولاً با هدف کاستن از دایره ی شمول موضوع یک ماده در انتهای آن آورده می شود “تبصره” می گویند.
• «جایز/ واجب»: “جواز” به معنای حرام نبودن است و از این رو واجبات نیز مشمول آن می شود.
• «تصویب/ تنفیذ»: تعیین امری “تصویب”، و صدور جواز آن “تنفیذ” نام دارد.
• «تأیید/ تأکید»: “تأیید” موافقت بر موضوعی است و “تأکید” اصرار بر آن.
• «عدم احراز صلاحیت/ رد صلاحیت»: در “عدم احراز”، وجود صلاحیت محرز نمی شود در حالیکه در “رد صلاحیت”، ناصالح بودن احراز می گردد.
• «اجبار/ اکراه»: در اکراه، تنها “رضایت” وجود ندارد در حالیکه در اجبار علاوه بر رضایت، “اراده و اختیار” هم نیست.
• «فرار/ عقب نشینی»: در “فرار” مفهوم شکست نهفته است در حالیکه عقب نشینی می تواند تاتکتیکی باشد.
• «تاکتیک/ تکنیک»: “تاکتیک” ناظر به راه رسیدن به هدف، و “تکنیک” ناظر به روش آن است.
• «ترغیب/ تطمیع»: ترغیب ناظر بر امری درونی و معنوی، و تطمیع معطوف به مسائل بیرونی و مادی است.
• «آتش بس/ صلح»: “صلح” مرتبه ای فراتر از “آتش بس” است همانطور که آنچه پس از جنگ، میان ایران و عراق جریان داشت، تنها آتش بس بود، نه صلح.
• «اجرایی شده/ اجرا شده»: “اجرایی شده” ناظر به آغاز یک پروژه، و “اجرا شده” ناظر به اتمام آن است.
• «مرجع/ مجتهد»: “مجتهد” فرد دارای قوه ی استنباط فقهی، و “مرجع” مجتهد دارای مقلد است. خلاف تصور رایج، این دو مفهوم الزاماً دلالتی بر برتری علمی ندارد.
• «پایداری/ پافشاری»: بار معنایی “پایداری” مثبت، و “پافشاری” منفی است.
• «تلاش/ تقلا»: تلاش مزبوحانه و از سر ضعف را تقلا گویند.
• «سایت خبری/ خبرگزاری»: هر چند مفهوم “سایت خبری” فراگیر و عام است، اما مطابق آنچه میان اهالی رسانه مطرح می باشد اینکه سایت های خبری را که محوریت شان بر تولید خبر نبوده و تحلیل و گلچین اخبار جاری، غالب فعالیت آنان را شامل می شود، “سایت خبری” گویند؛ در حالیکه رویکرد خبرگزاری ها، معطوف به تولید خبر است.
• «مردمی/ عوام گرا/ عوام فریب»: سه وصف با بار معنایی متفاوت از یک رویکرد است.
• «تبانی/ همکاری»: بار معنایی “تبانی” منفی، و “همکاری” مثبت و حداقل خنثی است.
• «رشد/ توسعه»: “رشد” ناظر به افزایش کمی، و “توسعه” ناظر به افزایش کمی و کیفی است.
• «خارجی/ بین المللی»: خارجی بودن یک نهاد یا مؤسسه تنها ناظر به داخلی نبودن آن است، در حالیکه بین المللی بودن دلالت بر ارتباط میان چند کشور دارد.
• «نقش/ تکلیف»: نقش حاصل جمع اختیار و تکلیف است.
• «شهر/ شهرستان»: معمولا هر شهرستان، چند شهر و روستا را در بر می گیرد.
• «آیین نامه/ تصویب نامه/ بخش نامه»: آیین نامه دولتی در حکم قانون و برای عملیاتی کردن قوانین است. تصویب نامه، مصوبات اجرایی هیأت دولت برای ساماندهی امور می باشد. بخش نامه نیز دستور العمل های اداری مقام مافوق به نهاد تحت امر است برای تعیین ساز و کار های اجرای مسئولیت.
• «غیر دولتی/ خصوصی»: غیر دولتی بودن الزاماً به معنای خصوصی بودن نیست و چه بسا یک کارخانه، نهاد یا مؤسسه ی غیر دولتی، نیمه دولتی باشد.
• «خصوصی/محرمانه»: نسبت “عموم و خصوص من وجه” میان مصادیق این دو مفهوم برقرار است و چه بسا نامه هایی خصوصی که در رده ی محرمانه قرار نمی گیرد؛ و از آن طرف نیز نامه های محرمانه ای که برای جمعی از افراد ارسال می شود.
• «سهم/ سهام»: هر سهامی سهم است اما هر سهمی سهام نیست.
• «تشبیه/ مقایسه»: در تشبیه به بیان وجوه شباهت میان چند چیز می پردازیم در حالیکه در مقایسه، تشابه یا تفارق می تواند مورد بررسی قرار گیرد.
• «توبیخ/ تنبیه»: “توبیخ” به معنای بازخواست است و “تنبیه” مجازات.
• «سانسور/ تحریف»: “سانسور” عدم پوشش تمام یا بخشی از یک واقعه است و “تحریف” افزودن غیر واقعی بر آن.
• «تبعه/ مقیم»: “اقامت” بر حضور در یک کشور دلالت دارد و “تابعیت” بر نسبت شهروندی میان فرد و کشور. نسبت “عموم و خصوص من وجه” میان مصادیق این دو مفهوم برقرار است یعنی چه بسا تابعانی که در خارج از یک کشور زندگی می کنند، و از آن طرف مقیمانی که شهروند یک کشور نیستند.
• «آراء سفید/آراء باطله»: هر رأیی که سفید (فاقد نوشته) باشد، باطل است اما آراء باطله اعم است از رأی سفید، مخدوش یا بی ارتباط به موضوع انتخابات.
• «مثال/ مصداق»: مثال نمونه ای ذهنی و فرضی است، و مصداق نمونه ای عینی و واقعی.
• «اجماع/ اکثریت»: در اجماع، تمام اعضای انتخاب کننده هم نظر هستند در حالی که در اکثریت یکدستی در آراء وجود ندارد.
• «دفع خطر/ رفع خطر»: در اصطلاح نظامی، “دفع خطر” ناظر به دور شدن یک تهدید است در حالیکه “رفع خطر” ناظر به از بین رفتن آن.
• «سکولار/ لائیک»: سکولاریسم اعتقاد به تحدید دین در عرصه ی اجتماع دارد و لائیسم اعتقاد به حذف آن.
• «تغییر/ اصلاح»: به تغییر رو به صلاح و تعالی “اصلاح” می گویند؛ در حالیکه “تغییر” می تواند رو به افول و فساد نیز باشد که در این صورت”افساد” است.
• «استشهادی/ انتحاری»: “استشهادی” مفهومی مثبت، و “انتحاری” مفهومی منفی دارد.
• «تکذیب کردن/ تأیید نکردن»: “تکذیب کردن”، رد مطلب است و “تأیید نکردن”صرفاً عدم پذیرش آن. از این روی هر آنچه تکذیب شود، عدم تأیید آن نیز محرز است؛ اما هر آنچه تأیید نشود الزاماً ناظر بر تکذیب نیست (نسبت عموم و خصوص مطلق).
• «کشف/ اشغال/ تصرف/ فتح»: “کشف” ناظر به ورود به منطقه ای خالی از سکنه است. “اشغال، تصرف و فتح” نیز به ترتیب دارای بار منفی، خنثی و مثبت در ورود به قلمرو دیگران می باشد.
• «استعمار/ استثمار»: استعمار به معنای آباد سازی، و استثمار به معنای بهره کشی است.
• «نیروی نظامی/ نیروی انتظامی»: نیروی نظامی شامل ارتش و سپاه است و نیروی انتظامی مترادف پلیس.
• «نظامی/ شبه نظامی»: نیروهای مسلح رسمی (ارتش) یک کشور را نیروهای نظامی و نیروهای مسلح غیر رسمی را شبه نظامی می نامند؛ فارغ از اینکه فعالیت شان قانونی یا غیر قانونی باشد.
• «مظلوم/ بی گناه»: نسبت “عموم و خصوص من وجه” میان مصادیق این دو مفهوم برقرار است؛ چنانکه افراد بی گناهی هستند که مورد ظلم واقع نشده اند و از آن طرف نیز افراد مظلومی که خود بدون قصور و تقصیر نیستند.
• «اعتصاب/ تحصن/ تجمع/ راهپیمایی/تظاهرات»: “اعتصاب” از عملی دست کشیدن، “تحصن” در جایی بست نشستن، “تجمع”در جایی حضور یافتن، “راهپیمایی” مسیری را پیمودن، و “تظاهرات” اظهار مواضع است به صورت تجمع یا راهپیمایی.
• «تقلب/ تخلف»: “تقلب”یعنی دست بردن در آراء؛ در حالیکه “تخلف” یعنی عدم پایبندی به اخلاق و قوانین انتخاباتی نظیر شایعه سازی علیه رقیب. در حقیقت تخلف مربوط به پیش از انتخابات، و تقلب حین یا بعد از آن است.
• «مباشر/ شریک/ معاون»:در اصطلاح حقوقی، “مباشر” فاعل جرم، “شریک” همیاری مجرم در عمل مجرمانه و”معاون” همکار او در ایجاد شرایط تحقق جرم است.
• «چند درصد چنین است (ناظر به کمیت و یا کیفیت)/ چند درصدش چنین است (ناظر به ماهیت)»:گاهی درصدی که بیان می شود، ناظر به کمیت و یا کیفیت چیزی است مانند وقتی که گفته می شود «فلانی [به احتمالِ] ۵۰% بدهکار است»؛ و گاهی نیز درصد ذکر شده ناظر به ماهیت یک چیز است همچون زمانی که گفته می شود «فلانی ۵۰% [اموالش را] بدهکار است».
• «تسلیم/ دستگیر»: دستگیری ای که به اختیار فرد باشد، تسلیم شدن است.
• «احضار/ بازداشت»: درخواست از متهم به حضور در دادسرا را احضار می گویند، حال چه منجر به بازداشت باشد یا خیر.
• «اشتباه/ خطا»: در خطا “تعمد”، و در اشتباه “عدم عمد” مفروض است.
• «تعریف (شناساندن)/ تعریف (مدح گویی)»: تعریف می تواند در معنای “شناساندن” یا “مدح گویی” به کار رود.
• «مذاکره/ مناظره»: هدف مذاکره رسیدن به تفاهم، و هدف مناظره از میدان به در کردن حریف است.
• «حتماً ممکن است/ حتماً هست»: “حتماً ممکن است” ناظر به نفی محال بودن یک چیز است؛ در حالیکه “حتماً هست” ناظر به وجود حتمی چیزی می باشد.
• «اخراج/ استعفا/ بازنشستگی»: “اخراج” به معنای بر کنار شدن از کار،”استعفا” به معنای کنار کشیدن از کار و “بازنشستگی” به معنای به پایان رسیدن دوره ی کار است.
• «تذکر/ اخطار»: تذکری که جنبه ی تهدید داشته باشد، اخطار نام دارد.
• «تضاد/ تناقض»: هر تضادی تناقض هست اما هر تناقضی الزاماً تضاد نیست.
• «نمی دانم که هست/ می دانم که نیست»: “نمی دانم که هست” ناظر به بی اطلاعی از وجود چیزی، و “می دانم که نیست” ناظر به اطلاع از عدم آن چیز است.
• «دادسرا/ دادگاه»: دادسرا محل تشکیل پرونده و صدور کیفر خواست است؛ در حالیکه دادگاه محل صدور حکم.
• «حذف یارانه/ هدفمند کردن یارانه»: در “هدفمندی”، سخن از حذف یارانه از یک بخش و اختصاص آن به بخش مهم تر است.
• «احتیاط/ ترس»: ترس معقول را احتیاط گویند.
• «دروغ/ توریه»: توریه سخن چند پهلویی است که گوینده یک وجه، و شنونده وجه دیگر آن را مد نظر دارد.
• «حجت الاسلام/ حجت الاسلام و المسلمین»: در عرف حوزه های علمیه، “حجت الاسلام و المسلمین” از نظر علمی ناظر به مرتبه ای بالا تر از “حجت الاسلام” است.
• «معترض/ آشوبگر»: “اعتراض” جنبه ی مدنی، و “آشوب” جنبه ی غیر مدنی دارد.
• «قاصر/ مقصر»: عنصر “عمد” وجه تمایز این دو مفهوم است؛ چنانکه “قاصر”عمدی در کوتاهی نداشته در حالیکه “مقصر” واجد عمد و اراده بوده.
• «ابراز همدردی/ ابراز تأسف/ عذر خواهی»: در عرف بین المللی “عذر خواهی”مرحله ای فراتر از “ابراز تأسف” است و در جایی کاربرد دارد که یک فرد یا دولت، مسئول حادثه ی ناگواری باشد. به عبارت دیگر هر چند هر دو مفهوم دلالت بر وقوع حادثه ای ناگوار دارد اما در ابراز تأسف، فرد یا کشوری تنها به این جهت که در محدوده ی نظارت او حادثه ای به وقوع پیوسته در شرایطی که مرتکب قصور و تقصیری نشده باشد، ابراز تأسف می کند (بر اساس نزاکت بین المللی) اما اگر در همان حادثه، قصور و تقصیری نیز متوجه آن باشد، قاصر یا مقصر می بایست از اتفاق پیش آمده عذر خواهی نماید (بر اساس مسئولیت بین المللی). ابراز همدری نیز صرفاً محدود به جایی است که حادثه ی ناگواری خارج از محدوده ی اختیار و نظارت فرد یا کشوری به وقوع می پیوندد؛ مانند بلایای طبیعی.
• «اکثریت مطلق/ اکثریت نسبی»: “اکثریت مطلق” به معنای نصف+یک است؛ در حالیکه “اکثریت نسبی” ناظر به اکثریتی است که دارای نسبت معینی به اقلیتِ ممتنع و مخالف _مثلاً ۲ به ۳ و یا ۳ به ۵_ داشته باشد.
• «هلاکت/ مرگ/ وفات/ شهادت»: واژه هایی هم معنا اما با بار معنایی بسیار متفاوت است.
• «بازجو/ بازپرس»: پرسشگران دستگاه های امنیتی را “بازجو”، و قاضی تحقیق در دادسرا را “بازپرس” می نامند.
• «سِمت/ شغل»: در قانون، تعدد شغل ممنوع، و تعدد سمت مجاز است. “سمت”مسئولیت فرد است و در صورت تعدد، فرد چند حقوق دریافت نمی کند.
• «ادعا/ اعلام/ افشا/ اذعان/ اعتراف»: کلماتی است نزدیک به هم که توضیح آن در خود نام، مستتر است.
• «حزب/ جبهه»: “حزب” تشکیلاتی رسمی است که ثبت آن در وزات کشور الزامی می باشد؛ در حالیکه “جبهه” مجموعه ای از افراد یا احزاب همسو است.
• «گرفتن/ پس گرفتن»: واژه ی “پس” در عبارت “پس گرفتن” دلالت بر مالکیت سابق دارد؛ در حالیکه “گرفتن” می تواند مسبوق به مالکیت باشد یا خیر.
• «علت/ دلیل»: “علت” وجودی عینی دارد؛ در حالیکه “دلیل” ذهنیت عامل است نسبت به رخداد بلقوه.
• «نقد/ اعتراض/ تخریب/ حمله توهین/ فحاشی»: کلماتی ماهیتاً متفاوت است که در عمل به وفور به جای یکدیگر به کار برده می شود.
• «مذهب/ فرقه»: در حال حاضر “فرقه” باری منفی به خود گرفته؛ در حالیکه “مذهب” چنین نیست.
• «حرف ها/ اظهارت/ سخنان/ بیانات/ فرمایشات»: کلماتی هم معنا اما با بار معنایی متفاوت است که به ترتیب از حالت غیر محترمانه به محترمانه در کنار هم قرار گرفته است.
• «خرد جمعی/ دموکراسی/ دیکتاتوری عوام»: برداشت های متفاوت (مثبت، خنثی و منفی) از یک رویکرد است.
• «استقلال خواهی/ تجزیه طلبی»: “استقلال خواهی” دارای باری مثبت، و “تجزیه طلبی” دارای باری منفی است.
• «عدالت/ مساوات»: “عدالت” به معنای بهره مندی متناسب، و “مساوات” به معنای بهره مندی برابر است. نسبت مصادیق این دو مفهوم با هم، “عموم و خصوص من وجه” است.
• «عموم/ عوام»: “عموم” مفهومی کمی (دال بر اکثر عددی)، و “عوام” مفهومی کیفی (دال بر قوه ی فهم و درک) است. هر چند مصادیق این دو مفهوم با یکدیگر عموم و خصوص من وجه هستند اما در عالم واقع، همواره در همه ی جوامع، عموم مردم عوام بوده اند.
• «مقید/ متعصب»: “مقید” باری مثبت، و “متعصب” باری منفی دارد.
• «توجیه/ دلیل»: در عرف از “توجیه” به عنوان “دلیل ساختگی” یاد می شود.
• «تورم/ گرانی»: هر تورمی منجر به گرانی هست اما هر گرانی ای ناشی از تورم نیست.
• «اسیر/ گروگان»: از آنجایی که “گروگان گیری” باری منفی به خود گرفته، به تبع آن “گروگان” بودن دلالت بر رذالت دشمن دارد.
• «چالش/ تهدید»: “چالش” جایگاه تهدید و فرصت بلقوه است.
• «نظام مندی/ بروکراسی»: نظام مندی دلالت بر نظم، و مفهومی مثبت دارد؛ در حالیکه بروکراسی معنای “کاغذ بازی”، و باری منفی به خود گرفته.
• «فضای امن/ فضای امنیتی»: بار معنایی “فضای امن” مثبت، و “فضای امنیتی” منفی است.

["آشوبگران" لندن و "معترضان" تهران – سایت بی بی سی فارسی]

[استفاده از واژه ی "لباس شخصی" در تعبیر اعتراض مردم به سخنان ناطق نوری]

نویسنده: احمد قدیری ابیانه (emailghadiri@gmail.com)

]]>
0
master <![CDATA[رئوس طلایی نوشتن]]> http://irscc.ir/?p=125 2013-06-03T11:47:41Z 2013-06-02T08:03:12Z حرفه نویسندگى و نجارى به نحو فریبنده‏اى ساده هستند. نجار باید با یک‏ نقشه شروع کند. نویسنده باید با یک ایده شروع کند. قبل از آنکه نخستین‏تخته به دومین تخته میخ شود، یا نخستین کلمه به دومین کلمه وصل شود،باید یک نظر روشنى داشته باشیم که وقتى میخ زدن یا نوشتن تمام مى‏شود، ماکجا خواهیم بود؟

نویسنده بعد از آنکه ایده‏اى را یافت، براى آنکه پس از نوشتن بداند، کجا ایستاده است. قبل از شروع باید به سه سوال عمده پاسخ گوید:

۱- چه مى‏خواهم بگویم؟ (هدف پیام)

۲- براى چه کسى؟ (مخاطب پیام)

۳- از چه رسانه‏اى؟ (کانال پیام)

این‏ها رئوس »مثلث طلایى نوشتن« را تشکیل مى‏دهند و اگر نباشند و یانادیده گرفته شوند مقاله‏ى ما کارکردهاى خود را از دست خواهد داد.

  1. هدف
  2. کانال
  3. مخاطب                        

هدف: شما همینطور سوار اتوبوس نمى‏شوید به امید اینکه بعد متوجه‏شوید کجا مى‏روید. باید حتماً قبل از حرکت، مقصد خاصى داشته باشید.مهمترین سوالى که هر نویسنده قبل از شروع به نوشتن، باید به آن پاسخ‏دهد، هدف مقاله است؛ کجا قرار است بروم؟ چه مى‏خواهم بگویم؟ آیا به‏چرایى رویدادى خواهم پرداخت؟ قرار است بر روى معضلى اجتماعى‏انگشت بگذارم؟ چشم‏انداز آینده تصمیم‏گیرى دولتمردان را قرار است‏روشن کنم؟

تحلیل و تفسیر یک اتفاق تاریخى مد نظر است؟ حتى ترجیحاً پیشنهاد مى‏شود این هدف گذارى روى کاغذ آورده شود. مثلاً:

هدف اصلى: تأکید بر وجود مزایا و معایب رسانه‏هاى الکترونیک‏در مقایسه با روزنامه چاپى.

هدف اصلى: بررسى دلایل باخت تیم ملى امید در مقابل کره‏جنوبى و انتقاد از مربى تیم.

طرح نقاط ضعف برنامه سوم توسعه.

حتى مى‏توانیم نکته‏هاى اصلى قابل طرح در مقاله را نیز مشخص کنیم. به‏عبارتى محورهاى مقاله را تعیین کنیم. مثلاً درباره‏ى روزنامه الکترونیک‏بنویسیم:

- در روزنامه‏ى الکترونیک بر عکس روزنامه چاپى ارتباط دوسویه است و مخاطب منفعل نیست.

- همانطور که رادیو تلویزیون نتوانست جاى روزنامه چاپى رابگیرد روزنامه الکترونیک نیز نخواهد توانست.

- ژورنالیسم در شکل اینترنتى به لحاظ حقوقى کمتر قابل کنترل‏است، لذا مسولیت پذیرى روزنامه چاپى را ندارد.

کانال: مقاله‏ى ما از چه کانالى قرار است بدست مخاطب برسد؟ این کانال‏تصویرى باشد (تلویزیون) یا صوتى (رادیو) چاپى باشد یا الکترونیک،روزنامه باشد یا هفته نامه یا ماهنامه، کارکردهاى متفاوتى دارد. مثلاً چاپ‏مقاله در روزنامه، کارکردهاى خبرى‏ترى نسبت به هفته نامه و ماهنامه دارد،چرا که تاریخ مصرف آن روزانه است. لذا ایجاد جذابیت، رعایت ایجاز درمقاله‏هاى روزنامه‏اى ضرورت بیشترى پیدا مى‏کند. رادیو و تلویزیون به‏لحاظ استفاده از صوت و تصویر و شرایط شنیدارى – دیدارى و موقعیت‏مخاطب و تأثیر لحن و گفتار و… شرایط متفاوتى از نوشتن را مى‏طلبد.

کلام در روزنامه‏هاى سایبر کوتاهى و ایجاز بیشترى نسبت به‏روزنامه‏هاى چاپى لازم دارد. رسانه‏ها به لحاظ خط مشى نیز مى‏توانندملاحظات مربوط به خود را به نویسنده تحمیل کنند. مثلاً نوشتن براى‏روزنامه‏اى که وزین‏تر مى‏نویسد با یک روزنامه عامه پسند یا زرد شرایطجداگانه‏اى تحمیل مى‏کند.

مخاطب: مخاطبان مقاله‏ى ما همواره با یک سوال مهم و جدى درگیرند؛خواندن این مقاله براى من چه سودى دارد؟ براى آنکه بتوانیم به این سوال‏آنان پاسخى در خور بدهیم، باید به دو مساله توجه کنیم:

  1. محدوده نوشتارى ما نباید خیلى از حدود تجربیات آنان فراتر رود. به‏عبارتى براى ایجاد ارتباط با آنان باید در تجربه هایشان شریک شویم.
  2.  زبانى که انتخاب مى‏کنیم باید زبانى متناسب با میزان درک و فهم‏مخاطب باشد.

فرض کنید شما یک فوق متخصص زمین‏شناسى هستید دو نفراز شما مى‏پرسند مروارید چگونه ساخته مى‏شود؟ یکى هم اتاقى‏شما و دیگرى دختر ۹ ساله‏ى خواهر شما است. به هم اتاقى‏خودتان مى‏گویید: هنگامى که هر عامل محرکى، مثل دانه‏اى ‏ریگ داخل پوسته صدف مى‏شود. صدف به طور خودکار ماده‏اى ‏به نام صدف مروارید ترشح مى‏کند. که اساساً از کربنات کلسیم‏تشکیل شده و همان ماده‏اى است که در پوسته صدف قرار دارد در رگه‏هاى پیرامون منبع تحریک کننده جمع مى‏شود تامروارید بسازد.

به دختر خواهر خود مى‏گویید: فرض کن صدفى در کف اقیانوس ‏هستى. یک دانه ماسه به درون پوسته‏ات راه پیدا کرده وناراحتت مى‏کند. تصمیم مى‏گیرى که از شر دانه ماسه خلاص ‏شوى، در نتیجه آن را با ماده‏اى به نام صدف مروارید مى‏پوشانى.این پوشش دور تا دور دانه شن تشکیل مى‏شود تا صدفى به‏وجود آید.

توجه کنید! جابجایى این دو تعریف و نحوه‏ى بیان آن براى هم اتاقى‏غیر مفید و توهین‏آمیز و براى دختر بچه‏ى ۹ ساله ثقیل و غیر قابل فهم‏است.

فرض دیگر اینکه قرار است شما براى یک روزنامه ورزشى مقاله‏بنویسید روزنامه‏هاى ورزشى در طبقه‏بندى مخاطبان رسانه، در گروه ‏رسانه‏هاى عامه پسند قرار مى‏گیرند. لذا زبانى که انتخاب مى‏کنید باید کاملاًساده و روشن باشد. به شروع این مقاله توجه کنید:

فوتبال هزار و یک رو دارد و براى آن که در عرصه پر هیاهوى آن‏بر چسپ موفقیت را بدست آورى، باید نبوغى فطرى داشته‏باشى و از فراخناى ذهن خویش نقشه‏هاى موزون سر بلندى راصادر کنى و بر مدار تفکرات ناب رژه روى وگرنه ترنم غمگین‏ناکامى بر آرزوهایت حاکم مى‏شود و کوبه‏هاى شکست پیش‏رویت قرار مى‏گیرد.

این مقاله به همین شکل تا پایان ادامه مى‏یابد و طبیعى است اگرچه قلمى‏ادبى دارد نتواند با مخاطب ورزشى خوان ارتباطى منطقى برقرار کند.ترکیب‏هاى نبوغى فطرى، فراخناى ذهن، ترنم غمگین؛ کوبه‏هاى شکست و اگرچه‏بار معنایى دارد، لکن نویسنده باید بداند نثر ژورنالیستى اگرچه به قول مارکز«یک ژانر ادبى است» اما ادبیات نیست. باید به زبان مردم صحبت کرد.

]]>
1
master <![CDATA[نقش رسانه در جنگ نرم]]> http://irscc.ir/?p=258 2013-05-27T07:03:36Z 2013-05-26T16:39:25Z پیشگفتار:

خداوند در آیه‌ی ۲۱۷ سوره‌ی مبارکه‌ی بقره می‌فرماید: “و لایزالون یقاتلونکم حتی یرَّدوکُم عَنْ دینِکُم إن استطاعُوا”. به این معنی که «دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند». واژه لایزالون، دلالت بر استمرار دارد و گویای این است که دشمنان همیشه با شما در جنگ هستند منتهی بسته به شرایط مکانی و زمانی نوع این جنگ ممکن است متفاوت باشد. گاهی جنگ، جنگ نظامی است. گاهی اقتصادی است و گاهی نیز فرهنگی.

اصولاً جنگ‌هایی که از نوع نظامی است و از وسایل و ادوات نظامی در آن استفاده می‌شود، به‌عنوان جنگ سخت یا Hard War مشهور است. ولی اگر در این جنگ از وسایل و ادوات و کالاهای فکری و فرهنگی استفاده شود، اصطلاحاً به آن Soft War یا جنگ نرم اطلاق می‌کنند. بنابراین شاخصه‌ی جنگ نرم، استفاده از ابزارهای فکری و فرهنگی است.»

در واقع تعریف علمی جنگ نرم عبارت است از «استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن به منظور تاثیرگذاری بر عقاید، فرهنگ، سیاست، احساسات، تمایلات، رفتار و مختصات فکری دشمن با توسل به شیوه‌‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی می شود».

بنابراین جنگ نرم را می‌توان هرگونه اقدام نرم، روانی و تبلیغات رسانه‌ای دانست که جامعه را نشانه گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وا می‌دارد. جنگ روانی، جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی و… از اشکال جنگ نرم است.

 پیشینه تاریخی

به نظر می‌رسد جنگ نرم و مفاهیم همسان از قبیل عملیات روانی، جنگ روانی، قدرت نرم، جنگ سفید و… قدمتی به اندازه حیات بشری دارد.

با این وجود «جنگ نرم» با مختصات جدید خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن یعنی در دهه ۱۹۷۰ با مشارکت اساتید برجسته علوم سیاسی و علوم ارتباطات از جمله جوزف نای، هارولد لاسول، جان کالینز، اعضای برجسته آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) CIA و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسیس مرکزی تحت عنوان «کمیته خطر جاری» طراحی، تدوین و عملیاتی شد که مهم‌ترین هدف آن بمباران تبلیغاتی علیه بلوک شرق و به ویژه شوروی بود که ظاهراً بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این کمیته به «کمیته صلح جاری» تغییر کرده و همچنان فعال است و کانون تهاجمات روانی آن جهان اسلام و به ویژه جمهوری اسلامی ایران و هواداران منطقه‌ای آن از جمله حزب الهت، حماس و کشورهای دوست ایران می‌باشد.

 قدرت نرم از سه سطح راهبردی، میانی و تاکتیکی تشکیل می‌شود:

۱-سطح راهبردی:

این سطح از قدرت نرم که متأثر از فرهنگ استراتژیک کشور است، به سطح رهبران و نخبگان یک کشور باز می‌گردد و بالاترین سطح رویارویی قدرت نرم تلقی می‌شود.

 ۲- سطح میانی:

این سطح از قدرت نرم بر عنصر مردمی قدرت ملی کشور تأکید دارد. قدرت نرم در این سطح، از فرهنگ ملی متأثر است هدف، سلب اراده و انگیزه از مردم و بی‌تفاوت نمودن جمعیت‌های همراه و تبدیل آن‌ها به جمعیت‌های معارض، مخالف و بی‌تفاوت و شکل دادن به نافرمانی‌های مدنی با ایجاد شکاف بین دو سطح راهبردی و میانی است.

۳- سطح تاکتیکی:

هدف اصلی از جنگ نرم در این سطح، سلب اراده و روحیه مقاومت در جبهه حریف است.

 حوزه جنگ نرم :

۱- حوزه اجتماعی

۲- حوزه فرهنگ

۳- حوزه سیاسی

 مخاطبان جنگ نرم

با توجه به اهمیت دوچندان این مسئله رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با اشاره به جنگ نرم عظیمی که دشمنان در مقابل ملت ایران و نظام اسلامی به راه انداخته‌اند، نخبگان فکری از جمله دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها را به هوشیاری و فعالیت مبتنی بر فکر و تدبر در این عرصه فرا خواندند و تاکید نمودند: «دانشجویان عزیز افسران جوان ایران و جمهوری اسلامی در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جریان شیطانی متکی بر زور و تزویر و پول هستند… در این منطقه بسیار حساس، جمهوری اسلامی با قدرت روز افزون خود در مقابل سلطه گران جهانی ایستاده است و طبعا شبکه بزرگ صهیونیستی، کمپانی‌های جهانی و مراکز پولی که عرصه سیاسی آمریکا و اروپا را نیز هدایت و اداره می‌کنند قدرت عظیم ملت ایران و جمهوری اسلامی را دشمن می‌پندارند و با آن مقابله می‌کنند.»

باید این نکته را در نظر داشته باشیم که چون قشر دانشگاهی بیشتر با مقوله‌ی فکر و فرهنگ ارتباط دارد، در جنگ نرم دشمن نیز این قشر در اولویت‌های بالای آن‌ها قرار می‌گیرد. حال اگر در قشر تجّار، بازرگانان و… وارد شویم، مباحث اقتصادی و جنگ اقتصادی همچون تحریم و… بیشتر مدّنظر است و مباحث ایدئولوژیکی و فکری چندان موضوعیت پیدا نمی‌کند. بنابراین دانشگاهیان که بیشتر با دانش، کتاب، ایدئولوژی و فرهنگ و… سر و کار دارند، گروه مخاطب و هدف اصلی دشمن در جنگ نرم هستند.

در مورد نقش اساتید دانشگاه در مقابله با جنگ نرم نیز این نکته حائز اهمیت است که نقش روشنگر آن‌ها برای دانشجویان بسیار اساسی است. استادان دانشگاه می‌توانند ادراک مناسب از وضعیت موجود را به دانشجویان خود منتقل کنند. بدون شک اگر دشمنان ما مانند آمریکا و اسرائیل، حرف‌های جذابی می‌زنند، دلشان برای این کشور نسوخته یا دنبال منافع ملی ما نیستند. انگیزه‌های آن‌ها از توجه به کشورهای خاورمیانه را می‌توان در عراق و افغانستان مشاهده کرد. بنابراین جذابیت‌های ظاهری که دشمن در قالب القائاتش ایجاد می‌کند، باید توسط اساتید برای دانشجویان کالبدشکافی شود.

ویژگی های جنگ نرم

جنگ نرم به دلیل پیچیدگی و اتکا به قدرت نرم از ویژگی‌های بسیار زیاد و متنوع برخوردار است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

۱- جنگ نرم در پی تغییر قالب‌های ماهوی جامعه و ساختار سیاسی است.

۲- آرام، تدریجی و زیرسطحی است .

۳- جنگ نرم نمادساز است:

تصویری شکست خورده، ناامید و مأیوس از حریف ارائه می‌شود و در مقابل مهاجم با نمادسازی و تصویرسازی خود را پیروز و موفق نشان می‌دهد. در این ویژگی عملیات روانی در حد اعلای، خود انجام می‌شود.

۴- پایدار و بادوام است:

نتایج جنگ نرم در صورت موفق بودن، پایدار و بادوام خواهد بود. هدف اصلی در جنگ نرم تغییر باورها و اعتقادات است. چنانچه این تغییر حاصل گردد، به راحتی تغییر مجدد و بازگشت به حالت اولیه میسر نمی‌باشد.

۵- جنگ نرم پرتحرک و جاذبه‌دار است:

جنگ نرم که به صورت تدریجی و آرام شروع می‌شود، در نقطه‌ای به دلیل ایجاد جاذبه‌های کاذب، خود جامعه هدف را برای تحقق اهداف به کار گرفته و از این طریق بر دامنه تحرکات آن افزوده می‌گردد. در واقع با گذشت زمان، بسیاری از بازیگران و حتی بازیگردانان جنگ نرم به صورت خواسته یا ناخواسته از درون جامعه هدف به استخدام کارگزاران اصلی جنگ نرم در می آیند.

۶- جنگ نرم هیجان‌ساز است:

با نمادسازی‌ها، اسطوره‌سازی‌ها و خلق ارزش‌های جدید، در جنگ نرم از احساسات جامعه هدف نهایت استفاده انجام می‌گیرد. مدیریت احساسات یک رکن در مهندسی جنگ نرم به حساب می‌آید. در مدیریت احساسات، تلاش می‌شود از احساسات و عواطف جامعه هدف به عنوان پلی برای نفوذ در افکار و اندیشه‌ها برای ایجاد تغییر و دگرگونی در باورها استفاده شود. احساسات و عواطف به دلیل تحریک پذیری، زمینه‌های خلق بحران را فراهم می‌سازد.

۷- جنگ نرم آسیب محور است:

دشمنان در جنگ نرم با شناسایی نقاط آسیب جامعه هدف در حوزه‌های ذکر شده، فعالیت‌های خود را سامان داده و با خلق آسیب‌های جدید، بر دامنه تحرکات خود می‌افزایند.

۸- جنگ نرم چندوجهی است:

دراین جنگ، ازتمامی علوم، فنون، شیوه‌ها و روش‌های شناخته شده و ارزش‌های موجود استفاده می‌گردد.

 ۹- جنگ نرم تضادآفرین است:

تضادهای به وجود آمده از طریق جنگ نرم، همبستگی اجتماعی و وحدت ملی را برهم می‌زند و زمینه‌های بروز بحران و درگیری‌های داخلی را فراهم می‌سازد. بنابراین تخریب وحدت ملی یکی از پیامدها و ویژگی‌های جنگ نرم است.

۱۰- جنگ نرم تردید آفرین است:

به مرور بر دامنه این تردیدها افزوده شده تا در نهایت به ایجاد تغییرات اساسی در باورها و ارزش‌ها دست یابد.

۱۱- جنگ نرم از ابزار روز استفاده می‌کند:

از ظرفیت‌های فضای مجازی، ماهواره، تلفن همراه و… در این جنگ استفاده می‌شود.

 عرصه‌ها و ابزارهای جنگ نرم

  1. رسانه (کتاب –مطبوعات – نشریات – رادیو-اینترنت – خبر گزاری‌ها)
  2.  ادبیات (داستان –شعر – رمان – طنز)
  3.  بین الملل(دیپلماسی – سازمان‌های بین‌الملل – عملیات روانی ۰سفارتخانه‌ها اپوزیسیون خارج از کشور(
  4.  هنر (فیلم – هنرهای تجسمی –تیاتر – موسیقی)

 تاکتیک های جنگ نرم در رسانه‌های غربی

۱)        برچسب زدن:

مانند تروریسم – بنیادگرایی– حقوق بشر

۲)       تلطیف و تنویر:

از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه‌ای پر فضیلت) استفاده می‌شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم.

۳)   استفاده از نمادهای مذهبی و یا ملی و انتساب به اشخاص و جریان‌هایی که مورد احترام توده‌های عمومی مردم هستند تاکتیک انتقال نامیده می‌شود.

در این تاکتیک از ابزارهای گوناگون از جمله طنز، کایکاتور، داستان کوتاه، شعر و موسیقی و… استفاده می‌شود.

۴)       تصدیق:

حمایت اشخاص معروف (سیاستمداران، هنرمندان، ورزشکاران، دانشمندان و…) و گروه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی از فردی یا جریانی تصدیق نامیده می‌شود.

۵)       شایعه:

هر شایعه در برگیرنده بخش قابل توجهی از واقعیت می‌تواند باشد (تاکتیک تسطیح در شایعه‌سازی) ولی ضریب نفوذ آن بستگی به درجه ابهام و اهمیت آن دارد. در واقع هر چقدر شایعه پیرامون مسائل «مبهم» و«مهم» باشد همان مقدار ضریب نفوذ آن افزایش می‌یابد.

۶)       کلی گویی:

تاکتیک کلی گویی، تاکتیکی است که سعی می‌شود ذهن مخاطب متوجه حواشی و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مرکزی پیام، حساسیت نداشته و آن را بدون بررسی و کنکاش بپذیرد که به همین دلیل برخی این تاکتیک را «بی حس سازی مغزی» نیز می‌نامند.

۷)      دروغ بزرگ:

بدین معنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می کنند و مدام بر «طبل تکرار» می کوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب کند.

۸)      پاره حقیقت گویی:

بخشی از خبر نقل و بخشی را نقل نمی‌کنند. خبر هنگامی کامل است که عناصر خبری در آن، به شکل کامل مطرح شوند.

در تاکتیک «پاره حقیقت گویی» حذف یکی از عناصر به عمد صورت می‌گیرد و بیشتر اوقات عنصر«چرا» حذف می‌شود.

۹)       انسانیت زدایی و اهریمن سازی:

در این تاکتیک با استفاده از برچسب زنی صفات منفی به حریف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و… به توجیه حملات و تهاجمات علیه رقیب می‌پردازند.

۱۰)     ارائه پیشگویی‌های فاجعه آمیز:

ارائه اخبار و آمارهای آلوده به دروغ از وضعیت سیاسی، اقتصادی کشور و فاجعه آمیز بودن آینده کشور در صورت تداوم وضع موجود، ذیل این تاکتیک تعریف می‌شود که شعار «تغییر» نیز در این رابطه از سوی یکی از نامزدها پیگیری می‌شد.

۱۱)     قطره چکانی:

اطلاعات و اخبار در زمان‌های گوناگون و به تعداد بسیار کم و به صورتی سریالی ولی نامنظم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یک بازه زمانی آن را پذیرا باشد.

۱۲)    حذف (سانسور):

در این تاکتیک با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهم‌تر از آن ابهام می‌پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می‌شود.

۱۳)   جاذبه‌های جنسی:

استفاده از نمادها و «مانکن ها» و همچنین از گویندگان خبری با ظاهری فریبنده ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذیری پیام و غفلت از هسته مرکزی و ادبیات آن می‌شود.

۱۴)   ماساژ پیام:

پیام با انواع تاکتیک‌ها ماساژ داده می‌شود که از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

۱۵)   ایجاد تفرقه و تضاد:

مهم‌ترین هدف این تاکتیک، ایجاد گسست بین مردم و نظام سیاسی است که باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومی مردم نسبت به پذیرش رژیم سیاسی می‌شود.

این تاکتیک به شدت مورد توجه بنگاه‌های خبرپراکنی و استکبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و در چند ماهه اخیر بر شدت بهره‌گیری از آن افزوده‌اند.

۱۶)    ترور شخصیت:

در زمانی که نمی‌توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه‌ای و انواع تاکتیک‌ها به ترور شخصیت می‌پردازند.

۱۷)   تکرار:

برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام با تکرار زمان بندی شده، سعی می‌کنند این موضوع تا زمانی که مورد نیاز هست زنده بماند. در این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند.

۱۸)   توسل به ترس و ایجاد رعب:

متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می‌کنند که خطرات و صدمه‌های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده‌ای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می‌کنند.

۱۹)    مبالغه:

با اغراق و بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد. کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می‌کنند.

۲۰)    مغالطه:

شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور که بهترین یا بدترین مورد ممکن را برای یک فکر، برنامه، شخص یا محصول ارائه داد.

متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یکسان می‌دانند. این روش، انتخاب استدلال‌ها یا شواهدی است که یک نظر را تایید می‌کند و چشم پوشی از استدلال‌ها یا شواهدی که آن نظر را تائید نمی‌کند.

راهکارهای رسانه‌های داخلی در مقابله با جنگ نرم رسانه‌های غربی:

۱)    باورپذیری جنگ نرم و تلاش در راستای خروج از وضعیت انفعالی

۲)   هوشیاری و شناسایی تکنیک‌های جنگ نرم و معرفی ماهیت آن توسط رسانه‌های داخلی

۳)   تلاش برای ایجاد وحدت، همبستگی و همگرایی بیشتر رسانه‌های داخلی

۴)   همکاری و هماهنگی رسانه‌های داخلی در انتقال و انعکاس حرف‌های اساسی نظام

۵)   وحدت کلمه در منافع ملی و مصالح نظام

۶)   موضع‌گیری و اقدام به موقع و یکپارچه در مقابله با جنگ نرم

۷)   فرصت سازی از موقعیت بوجود آمده علیه طراحان جنگ نرم

۸)   تکرار و پافشاری بر حقه و ترفندهای جنگ نرم

۹)   تمرکز و افشای جنگ نرم قبل از شروع آن

۱۰)  قدرت نمایی رسانه‌های داخلی در مقابله با هجمه خبری جنگ نرم

۱۱)  افزایش قدرت نفوذ رسانه‌های داخلی بر فضای خارج از کشور

۱۲)  تلاش گسترده برای اثرگذاری بیشتر در داخل کشور

۱۳)  بسترسازی برای آگاهی بخشیدن مخاطبان اصلی جنگ نرم

۱۴)  پرهیز از انحراف و یا جو زدگی رسانه‌های داخلی در مقابله با بحران‌های زودگذر

۱۵)   بررسی کارکردهای رسانه‌های نوین در خصوص جنگ نرم

]]>
0
master <![CDATA[آموزش جامع عکاسی دیجیتال]]> http://irscc.ir/?p=284 2013-05-27T07:00:52Z 2013-05-26T15:40:37Z فراگیری نکات و اصول عکسبرداری با دوربین دیجیتال امری است که بسیاری از دارندگان دوربینهای دیجیتال در بدو خرید و حتی پس از کار با دستگاه با آن مواجه اند چرا که برای گرفتن یک عکس خوب و به یاد ماندنی، داشتن یک دوربین مناسب فقط شرط اول را فراهم خواهد کرد و بقیه مراحل و چگونگی استفاده از دوربین در شرایط مختلف بر عهده عکاس میباشد.

اما با خرید دوربین معمولاً بودجه در نظر گرفته شده اجازه ثبت نام در کلاسهای آموزش عکاسی نیمه حرفه ای و یا حرفه ای را به افراد نمی دهد و از سوی دیگر بسیاری از این افراد تمایل زیادی به شرکت در کلاسهای آموزشی دارند اما وقت و فرصت کافی برای انجام این کار و حضور در کلاس را ندارند. از این رو برآنیم تا یک پکیج منحصر به فرد و مفید آموزش جامع عکاسی دیجیتال  را برای علاقه مندان به هنر عکاسی در اختیار شما کاربران گرامی قرار دهیم تا با فراغ بال بیشتری به یادگیری هرچه بهتر عکاسی حرفه ای بپردازید.

آنچه در این مجموعه خواهید یافت : فیلم آموزش جامع عکاسی دیجیتال در قالب مالتی مدیا که توسط کمپانی معتبر و معروف Lynda تهیه شده است و مدت زمان آن ۵ ساعت و ۱۰ دقیقه میباشد. لازم به ذکر است که به همراه این آموزش یک سری تمرین نیز برای آمادگی هرچه بهتر کاربران در نظر گرفته شده است. ضمن این که آموزشها از مرحله ابتدایی دوربین یعنی انتخاب درست در خرید دوربین تا سیزده مرحله ادامه می یابد.

فایل دوم نیز مربوط به کتاب اصول عکاسی دیجیتال به زبان فارسی است که کاربران را از هرگونه کلاس و آموزش اضافی در این زمینه بی نیاز خواهد کرد. در این کتاب مفید، تکنیکهای کاربردی و موثر در عکاسی دیجیتال به طور کامل توضیح داده شده است.

دانلود از لینک مستقیم

]]>
0
master <![CDATA[بهترین عکس های خبری جهان در سال ۲۰۱۳]]> http://irscc.ir/?p=288 2013-05-16T15:45:18Z 2013-05-16T15:45:18Z امروز نتایج نهایی برندگان مسابقه بهترین عکس های خبری جهان، بزرگ ترین مسابقه سالانه عکاسی خبری، در سال ۲۰۱۳ اعلام شد. گلچینی از عکس های منتخب آن در اینجا گرد آمده که با آنکه مستند هستند، برخی به لحاظ زیبایی به نقاشی کنایه می زنند.

بهترین عکس خبری جهان 2013

گروهی از مردان که در حال تشییع پیکرهای کودکان در یکی از خیابان های غزه هستند. این عکس در آذر امسال گرفته شده است. قدرت تصویر در تناقضی است که میان خشم و اندوه مردان و معصومیت چهره کودکان وجود دارد.

 

بهترین عکس خبری جهان 2013

برنده نخست بخش «دغدغه های معاصر» در مسابقه. در این تصویر، زنی آشغال جمع کن، زیر باران به کتابی که از لابه لای آشغال ها بیرون آورده، خیره شده است. این عکس در سال ۲۰۱۲ در نایروبی، پایتخت کنیا، گرفته شده است.

 

عکس های خبری جهان در سال 2012

خالق این عکس، یک عکاس مالزیایی است و در بخش اخبار ورزشی برنده شده است. لذت و آرامشی که در پایان این بازی خطرناک در میان مزارع برنج در صورت مرد هویداست، سبب کسب جایزه برای عکس شده است.

بهترین عکس های خبری جهان در سال 2013

این عکس در طبقه بندی عکس های پرتره جایزه گرفته است. پرتره زنی از اهالی غنا که به بیماری گواتر مبتلاست. نگاه زن در همنوایی با گلوی بادکرده اش قرار گرفته است.

 

بهترین عکس های خبری جهان در سال 2012

این عکس که برنده طبقه بندی اخبار عمومی است، یکی از قربانیان ناآرامی های اخیر در سوریه را نشان می دهد که خانه اش در ادلب خراب شده است.

 

عکس های خبری جهان در سال 2012

“امپراتوری پنگوئن ها”. این عکس در طبقه بندی خبرهای مربوط به طبیعت است و دسته پنگوئن ها را نشان می دهد که در حال شنا به سوی دریای راس (Ross) هستند.

 

عکس های خبری جهان در سال 2012

مرد اسلحه به دوش به تماشای بسکتبال زنان در سومالی ایستاده است. این عکس، برنده بخش عکس های خبری ورزشی است.

 

لحظه بازجویی و شکنجه یک متهم به خبرچینی  در اردوگاه مخالفان دولت سوریه. این عکس را یک خبرنگار ترکیه ای گرفته شده است. به سایه مردی که شلاق به دست دارد، اما در تصویر حضور ندارد، بنگرید.

 

«ژاپن پس از امواج»، تصویر یک درخت از ریشه درآمده در یکی از سواحل ژاپن.

مارتین، نوجوان ۱۸ ساله ای که در یک زندگی از هم پاشیده در کنار پدر، بزرگ شده و اکنون بی هیچ مدرک تحصیلی، تخصص یا کاری، با یک چمدان لباس به سوی مادر بازگشته است. این عکس در سوئیس گرفته شده است.

 

این عکس در ماساچوست آمریکا گرفته شده است. کایلا دختری که در عکس می بینیم، با عروسکی که شبیه خودش است، زیر قاب عکس عروسی اجدادش ایستاده است. به انگشت های دختر بر روی چشمان عروسک و نگاه خیره رو به دوربین وی توجه کنید.

عکس پرتره از یک هنرمند مخالف چینی

 

عکس های خبری جهان در سال 2012

این عکس هم در بخش اخبار ورزشی توانست جایزه بگیرد. صحنه ای از بازی های المپیک ۲۰۱۲ لندن که به نام “تماس طلایی” ثبت شده است.

]]>
0
master <![CDATA[تمیز کردن لنز دوربین عکاسی]]> http://irscc.ir/?p=281 2013-05-16T15:29:14Z 2013-05-16T15:29:14Z

]]>
0
master <![CDATA[چگونه مثل یک عکاس نگاه کنیم؟(۱)]]> http://irscc.ir/?p=277 2013-05-16T15:25:44Z 2013-05-16T15:25:44Z

]]>
0
master <![CDATA[لنزهای عکاسی]]> http://irscc.ir/?p=271 2013-05-16T15:16:43Z 2013-05-16T15:14:43Z

]]>
0
master <![CDATA[آیین نامه اجرایی قانون مطبوعات]]> http://irscc.ir/?p=267 2013-05-16T15:01:21Z 2013-05-16T15:01:21Z متقاضیان پروانه انتشار نشریه می بایست تقاضانامه خود را به همراه نمونه تکمیل شده پرسشنامه ای که حاوی مشخصات فردی، سوابق اجتماعی ـ سیاسی ـ فرهنگی و شغلی و تعهدات قانونی باشد، به انضمام مدارک به شرح زیر در تهران به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در شهرستانها به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مربوط تحویل نمایند.

آیین نامه اجرایی قانون مطبوعات

  فهرست

فصل اول. تعریف و مشخصات مطبوعات

فصل دوم. شرایط صدور پروانه و مجوز انتشار نشریه

فصل سوم. تکالیف صاحبان پروانه و مدیران مسئول مطبوعات

فصل چهارم. سایر مقررات

  ___________________________

فصل اول ـ تعریف و مشخصات مطبوعات

ماده ۱ ـ مطبوعات به لحاظ زمان انتشار منظم می توانند با یکی از فواصل زمانی زیر منتشر شوند :

روزی یکبار (روزنامه ) ـ هفته ای یکبار (هفته نامه ) ـ دوهفته یکبار ـ ماهی یکبار (ماهنامه) ـ دوماه یکبار ـ سه ماه یکبار (فصلنامه ) ـ شش ماه یکبار ـ سالی یکبار (سالنامه).

تبصره ۱ ـ نشریه الکترونیکی، نشریه ای است که در محیط دیجیتال با همان صورت، شرایط و ظواهر یک نشریه چاپی و طی فرآیند فعالیت مرسوم روزنامه نگاری و تحریریه ای تولید و به طور منظم و با نام ثابت و تاریخ و شماره ردیف معینی در یک یا چند زمینه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تولید و منتشر می شود.

تبصره ۲ ـ نسخه دیجیتال نشریات چاپی دارای مجوز نیاز به اخذ مجوز جداگانه ندارد.

ماده ۲ ـ در نامگذاری نشریه باید از کلماتی استفاده شود که با نشریات موجود و یا با نشریاتی که به طور موقت یا دایم تعطیل شده اند اشتباه نشود و موجب تداعی نام آنها نباشد. همچنین نام نشریه نباید از کلمات نامانوس باشد و یا ایجاد شبهه وابستگی به سازمانهای دولتی بنماید. در صورت بروز هرگونه اختلاف مرجع تشخیص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود.

ماده ۳ ـ انتخاب روشهایی غیر از موارد ذکر شده در ماده (۱) قانون مطبوعات باید متناسب با رسالت مطبوعات باشد.

ماده ۴ ـ انتشار فوق العاده ـ ویژه نامه و دیگر ضمایم با همان نام نشریه و منطبق با سایر مشخصات مندرج در پروانه انتشار با رعایت سایر ضوابط قانون مطبوعات مجاز می باشد.

تبصره ۱ ـ چاپ هرگونه آگهی نامه به شکل نشریه توسط کانون های تبلیغاتی ممنوع است.

تبصره ۲ ـ چاپ و انتشار ویژه نامه های محلی توسط روزنامه های سراسری در صورتی مجاز است که حجم آگهی های آن از سی درصد (۳۰%) صفحات ویژه نامه بیشتر نباشد .

ماده ۵ ـ ترجمه تمام یا قسمتی از مطالب مطبوعات دارای پروانه انتشار و انتشار منظم آن به طور جداگانه با رعایت سایر مشخصات مندرج در پروانه انتشار از جانب صاحب نشریه بلامانع می باشد.

ماده ۶ ـ تکثیر مطبوعات موجود به همان زبان وشکلی که چاپ شده، از طریق چاپ افست یا عکسبرداری یا طرق مشابه بدون اجازه صاحب امتیاز ممنوع می باشد.

ماده ۷ ـ مطالب نشریه باید مطابق و متناسب با روشهای مندرج در پروانه انتشار باشد و نشریه مجاز به درج مطالب و مقالات خارج از روشهای مذکور که بر خطمشی کلی نشریه تأثیر بگذارد، نمی باشد.

ماده ۸ ـ روزنامه ها و هفته نامه های محلی موظفند ضمن رعایت ماده (۲) قانون مطبوعات و متناسب با روش درخواستی، مطالبی پیرامون مسایل اجتماعی و فرهنگی محل انتشار نشریه جهت بالابردن سطح آگاهیهای مردم درج نمایند.

ماده ۹ ـ نقل مطالب از مطبوعات و احزاب و گروههای منحرف و مخالف اسلام (داخلی و خارجی ) به منظور تحقیق، نقد و رد مطالب در صورتی که تبلیغ محسوب نشود، بلامانع است.

تبصره ۱ ـ درج شایعات به نحوی که اصل مطلب کذب باشد ممنوع است.

تبصره ۲ ـ نقدهای علمی جز در مواردی که انتشار مطلب علیه قانون اساسی باشد از شمول بند (۱۲ ) الحاقی ماده (۶) قانون مطبوعات مستثنا است.

ماده ۱۰ ـ تغییر نام، روش و ترتیب انتشار نشریه بدون اطلاع و تصویب هیئت نظارت بر مطبوعات ممنوع می باشد، تغییر در سایر موارد جز در موارد مصرح در قانون و مواردی که در حوزه اختیارات و مسئولیتهای هیئت نظارت باشد با تایید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بلامانع است.

تبصره ـ ابطال شده است.

ماده ۱۱ ـ نشریه اجاره ای به نشریه ای اطلاق می شود که با درخواست کتبی صاحب امتیاز و تصویب هیأت نظارت به موجب اجاره نامه ای اختیارات قانونی خود را در قبال دریافت وجه به فرد یا مؤسسه ای واگذار می نماید.

فصل دوم ـ شرایط صدور پروانه و مجوز انتشار نشریه

ماده ۱۲ ـ متقاضیان پروانه انتشار نشریه می بایست تقاضانامه خود را به همراه نمونه تکمیل شده پرسشنامه ای که حاوی مشخصات فردی، سوابق اجتماعی ـ سیاسی ـ فرهنگی و شغلی و تعهدات قانونی باشد، به انضمام مدارک به شرح زیر در تهران به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در شهرستانها به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مربوط تحویل نمایند.

۱ ـ چهار قطعه عکس ۴ × ۶

۲ ـ دو برگ فتوکپی شناسنامه از تمام صفحات

۳ ـ یک برگ گواهی عدم سابقه محکومیت کیفری بر اساس موازین اسلامی که موجب سلب حقوق اجتماعی باشد.

۴ ـ یک برگ فتوکپی آخرین مدرک تحصیلی که به تایید مراکز ذی صلاح رسیده باشد.

تبصره ـ تشخیص صلاحیت متقضیان برعهده هیئت نظارت بر مطبوعات است.

ماده ۱۳ ـ چنانچه متقاضی پروانه انتشار نشریه شخص حقوقی باشد، تقاضای صدور پروانه همراه با معرفی فرد واجد شرایط به عنوان مدیرمسئول باید از سوی بالاترین مقام مسئول باشد. در صورت موافقت، پروانه انتشار به نام مرکز درخواست کننده صادر خواهد شد.

ماده ۱۴ ـ احزاب، سازمانها، و جمعیت های سیاسی و اقلیتهای دینی ایرانی در صورتی می توانند تقاضای صدور پروانه انتشار نشریه نمایند که اجازه فعالیت قانونی را دارا باشند.

تبصره ـ منظور از گروه های غیرقانونی، گروه هایی هستند که از طریق وزارت کشور رسماً غیرقانونی اعلام شده باشند.

ماده ۱۵ ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جهت صدور مجوز انتشار مطبوعات سازمانهای آزادیبخش اسلامی کشورهای دیگر در چهارچوب مقررات مربوط به خارجیان مقیم ایران با استعلام از مراکز ذی ربط و اخذ مدارک لازم و نیز موافقت وزارت امور خارجه بررسی لازم را به عمل آورده و پس از موافقت راساً اقدام می نماید.

ماده ۱۶ ـ انتشار نشریه داخلی یک سازمان، مؤسسه و شرکت دولتی یا خصوصی منوط به کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با رعایت ضوابط به شرح زیر می باشد:

۱ ـ درخواست انتشار نشریه و معرفی مدیرمسئول پیشنهادی از سوی بالاترین مقام مسئول آن مرکز باشد.

۲ ـ مطالب و اخبار عمدتاً در ارتباط با اهداف و شرح وظایف مرکز درخواست کننده و فقط برای استفاده کارکنان باشد.

۳ ـ از درج هر گونه آگهی بازرگانی پرهیز نمایند.

۴ ـ تعداد صفحات از ۴۸ صفحه تجاوز ننماید.

۵ ـ رایگان باشد.

تبصره ۱ـ به یک مرکز و واحدهای تابعه آن فقط اجازه انتشار یک نشریه داخلی داده می شود.

تبصره ۲ ـ صدور مجوز انتشار نشریات داخلی سازمانهای دولتی با رعایت سایر قوانین مربوطه خواهد بود.

ماده ۱۷ ـ عدم رعایت ضوابط مندرج در ماده (۲) قانون مطبوعات و این آیین نامه از سوی نشریات داخلی یک سازمان، مؤسسه و شرکت دولتی یا خصوصی منجر به صدور تذکر کتبی و در صورت تکرار تخلف موجب ابطال مجوز خواهد شد.

ماده ۱۸ ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای صاحب امتیاز، پروانه انتشار و برای مدیر مسئول، کارت مدیرمسئولی صادر می نماید.

ماده ۱۹ ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می تواند جهت اجرای ماده (۱۱) قانون مطبوعات، تحقیقات لازم را به عمل آورده و در اختیار هیئت نظارت بر مطبوعات قرار دهد. وزارتخانه ها و سازمانهای ذی ربط موظفند همکاریهای لازم را به عمل آورند.

ماده ۲۰ ـ متقاضیانی که صلاحیت انتشار نشریه توسط آنان بر اساس بند (۴) و یا تبصره (۵) ماده (۹) قانون مطبوعات مورد تأیید هیئت نظارت بر مطبوعات قرار نگرفته است، نمی توانند مجدداً تقاضای انتشار نشریه نمایند.

ماده ۲۱ ـ تاریخ رسمی ثبت تقاضای پروانه انتشار نشریه زمانی است که کلیه مدارک مورد نیاز، از سوی متقاضی ارایه شده باشد.

ماده ۲۲ ـ در صورت فوت صاحب امتیاز وارث قانونی واجد شرایط وی در تقاضای صدور امتیاز نشریه مورث خود حق تقدم دارند، مگر اینکه فاقد شرایط لازم باشند. چنانچه ورثه در مهلت قانونی مذکور در ماده (۱۶ ) قانون مطبوعات از تقاضای انتقال امتیاز خودداری کنند و یا پس از صدور امتیاز اقدام به انتشار نشریه ننمایند پروانه انتشار لغو می گردد.

فصل سوم ـ تکالیف صاحبان پروانه و مدیران مسئول مطبوعات

ماده ۲۳ ـ مطبوعاتی که به شکل روزنامه منتشر می شوند مکلف به درج نام به طور کامل، ترتیب و تاریخ انتشار، شماره ردیف مسلسل و شماره صفحه در بالای تمام صفحات و نیز قیمت در صفحه اول می باشند. همچنین مطبوعاتی که به شکل مجله منتشر می شوند موظف به درج نام بطور کامل، ترتیب و تاریخ انتشار، شماره ردیف مسلسل، تعداد صفحات و قیمت بر روی جلد و نیز قید شماره هر صفحه در تمام صفحات می باشند.

تبصره ـ اضافه کردن هر گونه کلمه و یا عبارت به نام و یا آرم نشریه به جز آنچه که در پروانه انتشار و یا مجوز چاپ نشریه ذکر شده است ممنوع می باشد.

ماده ۲۴ ـ هر یک از مطبوعات موظف به داشتن محلی به عنوان دفتر نشریه می باشند. صاحب پروانه نشریه موظف است نشانی محل دفتر نشریه را پس از اخذ پروانه انتشار کتباً‌ به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام نماید.

تبصره ۱ ـ صاحب امتیاز نشریه موظف است در صورت تغییر نشانی محل دفتر نشریه، مراتب را کتباً به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در شهرستانها به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مربوط اطلاع دهد.

تبصره ۲ ـ ابطال شده است.

ماده ۲۵ ـ کلیه مکاتبات مطبوعات با امضای صاحب پروانه یا مدیرمسئول نشریه و شخص دیگری که قبلا از طرف مدیرمسئول کتباً‌ معرفی شده باشد معتبر می باشد. مکاتبات شخص معرفی شده در مواردی که قانون مطبوعات و آیین نامه اجرایی، آن را از وظایف صاحب پروانه و یا مدیرمسئول شناخته است، اعتبار ندارد.

ماده ۲۶ ـ کلیه مطبوعات موظفند تیراژ خود را طبق نمونه ای که حاوی تعداد نسخ چاپ شده و تعداد نسخ برگشتی است، به تفکیک محل توزیع به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام نمایند.

ماده ۲۷ ـ مدیرمسئول نشریه موظف است نام چاپخانه طرف قرارداد چاپ نشریه را کتباً ‌به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام نماید.

ماده ۲۸ ـ مدیران چاپخانه ها می بایست همزمان با خروج هر شماره نشریه از چاپخانه دو نسخه در تهران به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در شهرستان ها به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مربوط تحویل و برگه اعلام وصول دریافت دارند.

تبصره ـ ناشران نشریات داخلی سازمانها و مؤسسات نیز باید دو نسخه از نشریه خود را به محض انتشار به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مربوط تحویل دهند و برگه اعلام وصول دریافت دارند.

ماده ۲۹ ـ در صورت لغو پروانه انتشار نشریه با اعلام کتبی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صاحب پروانه موظف است مدارک دریافتی از قبیل پروانه انتشار، کارت مدیرمسئولی و کارتهای خبرنگاری را ظرف مدت ده روز مسترد نماید. با سوء استفاده کنندگان از این مدارک برابر قانون رفتار خواهد شد.

فصل چهارم ـ سایر مقررات

ماده ۳۰ ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بررسی و ارزیابی نشریات (تخصصی) از همکاری مراکز ذی صلاح استفاده می نماید.

ماده ۳۱ ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سه ماه قبل از اتمام دوره هیئت نظارت بر مطبوعات، ضمن درج آگهی در نشریات کثیرالانتشار، دعوتنامه ای به منظور اعلام نامزدی به مدیران مسئول مطبوعات ارسال نموده و پس از تایید صلاحیت نامزدها توسط هیئت موضوع تبصره (۴) الحاقی ماده (۱۰) قانون مطبوعات مصوب ۱۳۶۵، مجدداً از کلیه مدیران مسئول جهت برگزاری انتخابات دعوت می نماید. جلسه با حضور اکثریت مطلق مدیران مسئول رسمیت می یابد و اخذ رای با ورقه به صورت مخفی خواهد بود و نماینده انتخابی می بایست اکثریت مطلق آرای حاضران را بدست آورد.

تبصره ۱ ـ چنانچه در مرحله اول اکثریت حاضر نشوند جلسه بعد پس از دو هفته تشکیل و با رأی اکثریت حاضران نسبت به انتخاب نماینده مدیران مسئول اقدام می شود.

تبصره ۲ ـ هر مدیرمسئول حتی اگر مدیرمسئولی چند نشریه را بر عهده داشته باشد دارای یک رأی خواهد بود.

تبصره ۳ ـ آن گروه از مدیران مسئولی که یکسال قبل از برگزاری انتخابات حداقل یک شماره از نشریه خود را منتشر کرده باشند و یا پروانه انتشار نشریه شان به دلیل حکم قطعی دادگاه و یا ماده ۱۶ قانون مطبوعات توسط هیات نظارت بر مطبوعات ابطال نشده باشد ، می توانند در انتخابات شرکت کنند.

ماده ۳۲ ـ چنانچه هر یک از اعضای هیئت نظارت بر مطبوعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا سایر مراجع رسمی، در مورد موضوع تبصره (۸) الحاقی ماده (۹) قانون مطبوعات ـ مصوب ۱۳۷۹ ـ ادعایی داشته باشند، مدارک و مستندات خود را به اطلاع هیئت نظارت بر مطبوعات می رسانند. هیئت یاد شده در صورت احراز تخلف، در مورد رفع آن به مدیرمسئول نشریه اخطار می دهد. در صورت عدم رفع تخلف، موضوع جهت رسیدگی به محاکم دادگستری ارجاع می شود.

تبصره ـ متخلف در صورت محکومیت تا پایان مدت محکومیت از فعالیت مطبوعاتی محروم خواهد بود.

ماده ۳۳ ـ حذف شده است.

ماده ۳۴ ـ ابطال شده است.

ماده ۳۵ ـ ابطال شده است.

ماده ۳۶ ـ این آیین نامه جایگزین آیین نامه اجرایی قانون مطبوعات مصوب اسفند ماه ۱۳۶۴، موضوع تصویب نامه شماره ۱۱۱۶۴۸/ ت ۴۹ مورخ ۵/۲/۱۳۶۶ و کلیه اصلاحات و الحاقات بعدی آن می گردد.

]]>
0
master <![CDATA[نوشتن مطالب دنباله‌دار]]> http://irscc.ir/?p=261 2013-05-16T14:54:57Z 2013-05-16T14:54:38Z روی پیتر کلارک، پژوهشگر ارشد مؤسسه پوینتر، انتشار رشته مقالاتی را درباره مطالب دنباله‌دار مطبوعاتی آغاز کرده است.
او در نخستین بخش این مطالب می‌نویسد: تکنولوژی و تجارت خبر از سال ۱۹۹۵ که من نخستین مطلب دنباله‌دار خود را نوشتم تاکنون دستخوش تغییرات بزرگ بوده است. تیراژ روزنامه‌ها کاهش یافته، تعداد اعضای تحریریه‌ها کم شده، فضای انتشار اخبار، کوچک شده و اندازه روزنامه‌ها آب رفته است.
عادات خوانندگان پرمشغله نیز عوض شده. پاره‌های اطلاعات به طور خام در وب‌سایت‌ها ارائه می‌شود و مردم به تدریج می‌آموزند اخبار تلگرافی را روی صفحه تلفن‌های همراه خود بخوانند.
اما به نظر من، در رویارویی با این تغییرات، نوشتن مطلب بلند برای روزنامه‌ها درست به همان اندازه بی‌معنی است که این ادعا: مخاطبان امروز رسانه‌ها فقط «خبر» می‌خواهند، آن هم فوری و سرراست.  چنین واکنشی در قبال تغییرات عظیم جاری، اغراق‌آمیز و ناشی از ترس است. من هم به اندازه هر خواننده دیگری کم‌حوصله هستم و معمولاً حوصله نمی‌کنم مطالب طولانی را بخوانم. درست به همین دلیل مطالب دنباله‌داری که از قسمت‌های کوتاه تشکیل می‌شود به نظرم تا این اندازه معقول می‌آیند. مطلبی که در قسمت‌های کوتاه پنج دقیقه‌ای ارائه شده باشد خواننده را دلزده نمی‌کند. چنین مطالبی وقتی به طرزی شایسته سازماندهی و به آرشیو مطالب وب‌سایت مرتبط شوند، چیزی قدرتمندتر از اطلاعات ارائه می‌کنند؛ آنچه ارائه می‌کنند در واقع تجربه است.
طبعاً «روایت دنباله‌دار» اختراع من نیست. اما در خلال این سلسله مطالب که نخستین شماره آن را می‌خوانید، شما را در درک این پدیده یاری خواهم کرد. این شیوه از قدیمی‌ترین روش‌های داستان‌گویی است که هنوز حتی برای مخاطبان امروزی ایده‌آل به نظر می‌رسد.
ریشه چرخه داستانگویی را می‌توان در عهد باستان و سنت‌های شفاهی جستجو کرد. روشن است که سابقه مطالب دنباله‌دار به عنوان یک قالب ادبی به قرن نوزدهم و به زمانی باز می‌گردد که روزنامه‌ها و مجلات داستان‌های دیکنز و نویسندگان سرشناس دیگر را به صورت پاورقی منتشر می‌کردند. انتشار مطالب دنباله‌دار مطبوعاتی -داستانی و غیر داستانی- از نیمه اول قرن بیستم در روزنامه‌ها و مجلات آغاز شد. اما این روش توسط رسانه‌های الکترونیک، رادیو، تلویزیون و سینما نیز اقتباس و با نیازهای آنها سازگار شد. به نظر من تمام نمایش‌های تلویزیونی، از جمله گزارش‌های خبری، نوعی روایت دنباله‌دار هستند.
(کلارک در اینجا ماجرای معروف الیان گونزالز کوبایی را که در سال ۲۰۰۰ میلادی اتفاق افتاد شاهد مثال می‌آورد و این سه خصوصیت را در آن بر می‌شمارد:
• این روایت، شخصیتی جذاب داشت، پسربچه‌ای شش ساله که مخاطبان نگرانش بودند.
• ماجرا نقطه‌عطف‌های دراماتیک داشت یا بالقوه می‌توانست تعلیق ایجاد کند: نجات در دریا، رسیدن پدر و تهاجم به خانه.
• یک «موتور» مشخص به روایت جان می‌داد، پرسشی که همه امیدوار بودند سرانجام پاسخش را دریابند: چه به سر پسربچه می‌آید؟)
بگذارید آهسته‌تر برویم. در سراسر قسمت‌های شش‌گانه این مقاله‌ی دنباله‌دار -که هم‌اکنون بخش اولش را می‌خوانید- درباره این عناصر و سایر عناصر روایت‌های دنباله‌دار خواهم نوشت تا این شیوه را توضیح دهم و به شما کمک کنم دریابید آیا موضوعتان مناسب این قالب هست یا خیر.
وقتی این معیارها را شرح دادم، تفاوت‌های مهمی آشکار خواهد شد. دارم درباره روایت‌های طولانی می‌نویسم که در بخش‌های کوتاه و مرتبط با هم ارائه می‌شود. هر یک از سه بخش ابتدایی این سری مطالب به طور متوسط حدود ۱۰۰۰ کلمه خواهد بود و خواندن آن بین ۵ تا ۷ دقیقه طول می‌کشد [و از آنجا که برای خواندن هنگام صرف صبحانه مناسب است آن را مطالب صبحانه‌ای می‌خوانیم]. به مسئله اندازه بعداً بیشتر خواهم پرداخت، ولی همه ما روایت‌های دنباله‌داری را هم دیده‌ایم که خواندن هر قسمت آن ۴۵ دقیقه طول می‌کشد [و آنها را روایت‌های بلند دنباله‌دار می‌خوانیم].
این دو قالب، مطالب صبحانه‌ای و روایت‌های بلند دنباله‌دار، در تقابل با هم نیستند. آنها به هم شبیه هستند و بسیاری از اصولی که برای یکی به کار می‌رود، برای دیگری هم صادق است؛ البته نه همه اصول. هر جا تفاوتی میان این دو وجود داشته باشد توضیح خواهم داد.
در شش قسمت این مقاله دنباله‌دار، با رازهای روایت‌های دنباله‌دار، از جمله منافعی که برای روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی دارند، آشنا خواهید شد. آزمون‌هایی را خواهید آموخت که با انجام آن درباره هر موضوع می‌توانید دریابید آن موضوع برای نوشتن یک مطلب دنباله‌دار مناسب است یا خیر… و از همه مهم‌تر خواهید آموخت که…
خب! این را تا مطلب بعدی نمی‌توانم بگویم. می‌دانید؟ هر ماجرای دنباله‌داری به تعلیق نیاز دارد

راهنمای نوشتن مطالب دنباله‌دار برای رسانه‌ها 
بخش دوم رشته مقالات پیتر کلارک، پژوهشگر ارشد مؤسسه پوینتر، درباره نوشتن مطالب دنباله‌دار مطبوعاتی:
فرض کنیم به موضوعی بسیار مهم در حوزه خبری خود دست یافته‌اید. شاید مشغول پوشش موضوع مهاجرت هستید و درباره راز مرگ یک نگهبان گشت مرزی تحقیق می‌کنید. یا ماجرای دراماتیک نجات ماهیگیرانی را دنبال می‌کنید که در دریا گم شده‌اند.

شاید کسی در محل شما بزرگترین جایزه بخت‌آزمایی کشور را برده و قصد دارد بچه مدرسه‌ای‌های فقیر را به سفر دور دنیا بفرستد. از هر جهت ماجرای فوق‌العاده‌ای است، اما چطور می‌خواهید آن را ارائه دهید؟ با مطالب جداگانه و در قالب اخبار معمولی؟ در یک مطلب بلند در شماره آخر هفته؟ یا شاید در سری مقالاتی دنباله‌دار؟
اگر روی چنین موضوعی کار می‌کنید آن را با معیارهای دوازده‌گانه زیر بسنجید و ببینید آیا به شم حرفه‌ای و پرداخت مطلب شما کمک می‌کند یا خیر؟
۱- «مطلب دنباله‌دار صبحانه‌ای» [ن.ک: بخش‌اول] بر شخصیتی معین تمرکز دارد که ماجرا عمدتاً از نگاه او بیان می‌شود.
شخصیت‌های فرعی در این نوع مطالب به ندرت وجود دارند. اگر ماجرایی با چند شخصیت و طرح‌های چند بعدی دارید، بهتر است آن را در یک مطلب بلند یا در قالب مطالب بلند دنباله‌دار روایت کنید. هنگامی که ماجرا روز به روز پیش می‌رود، برای خواننده دشوار است توجه خود را از یک شخصیت به شخصیتی دیگر منتقل کند. بنابراین بهتر است جزئیات جدید همه از نگاه شخصیت اصلی بیان شود که در تمام قسمت‌ها حضور دارد.
۲- «مطالب دنباله‌دار صبحانه‌ای» در یک طرح ساده روایی بهتر بیان می‌شوند تا در طرح‌های چندبعدی یا داستان‌های فرعی.
مطلب بلند دنباله‌دار می‌تواند طرح‌های چندبعدی را در خود داشته باشد، اما دنباله‌دارهای صبحانه‌ای خیر. تنها استثنای احتمالی مربوط به روایت‌هایی است که بین دو شخصیت رفت و آمد می‌کند تا تقابل یا ارتباط آنها را نشان دهد. معنای این حرف این نیست که ماجرا باید لزوماً به ترتیب وقوع روایت شود. بعضی روایت‌ها از اواسط ماجرا آغاز می‌شوند و سپس به ابتدا فلاش‌بک می‌کنند.
۳- ماجرا برای ایجاد تعلیق در پایان هر بخش به اندازه کافی چرخش‌های داستانی، پیچ و خم و غافلگیری دارد.
تعلیق پایانی هر بخش یکی از ضروری‌ترین ابزارهای نوشتن دنباله‌دارهاست. شرکت «ریپابلیک پیکچرز» در اواخر دهه ۱۹۴۰ سریال‌ها و فیلم‌های حادثه‌ای زیادی در انواع مختلف، از وسترن تا علمی‌تخیلی تولید کرد. هر قسمت از این سریال‌ها با صحنه سقوط اتومبیل از صخره یا برخورد سفینه با یک سنگ آسمانی پایان می‌یافت. این تمام انگیزه‌ای بود که تماشاگر را هفته بعد نیز به سالن سینما می‌کشاند.
تعلیق‌های پایانی برای اینکه تأثیر بگذارند لزوماً نباید خیلی دراماتیک باشند. مثلاً ممکن است شما انتظار قسمت بعدی یک سریال را بکشید تا ببینید کدام یکی از بچه‌ها موفق می‌شود نقش اصلی تئاتر مدرسه را به دست آورد. «تام فرنچ» که در نوشتن دنباله‌دارها استاد است اسم این نوع تعلیق‌ها را «انتظار اجباری» گذاشته است. ما در بیشتر مطالب روزنامه‌ای پایان را زود لو می‌دهیم، اما در دنباله‌دارها خواننده را منتظر می‌گذاریم.
۴- نویسنده یک «منبع طلایی» برای اطلاعات دارد.
این منبع اغلب یا خود شخصیت اصلی ماجراست یا کسی است که او را به خوبی می‌شناسد. چنین شخصی ممکن است انگیزه‌هایی مشکوک برای شناخته شدن داشته باشد، اما در بسیاری از موارد شخصیت‌های خوب حاضرند حریم خصوصی خود را فدای منافع عمومی کنند. چنین کسانی ممکن است به شما اجازه دهند آنها را در لحظات خصوصی زندگی همراهی کنید. آنها حاضرند بارها با شما گفتگو کنند.
در موارد دیگر ممکن است «منبع طلایی» یک سند باشد: صورت‌جلسه یک محاکمه، اسناد تحقیقات پلیس، یک دفتر وقایع یا خاطرات روزانه، یک آلبوم عکس یا یک مجموعه فیلم ویدیویی. جزئیات، صحنه‌ها و گفتگوهایی که برای نوشتن دنباله‌دار نیاز دارید نه تنها وجود یک منبع طلایی را الزامی می‌کند، بلکه ایجاب می‌کند طوری در ماجرا غرق شوید که بتوانید خیلی چیزها را با چشم و گوش خودتان ببینید و بشنوید.
۵- قطار دنباله‌دارها «موتور» دارد.
«تام فرنچ»، گزارشگر «سن‌پترزبورگ تایمز»، نخستین کسی بود که پرسش اصلی را که دنباله‌دار در پی پاسخ دادن به آن است «موتور» نامید: آیا دخترک ۱۵ ساله عامل قتل مادرش است؟ آیا عمل پیوند موفقیت‌آمیز خواهد بود؟ آیا تابلوی نقاشی تقلبی و بی‌ارزش از آب در می‌آید؟ آیا مرد مکزیکی به سلامت از مرز عبور می‌کند؟ پیرزنی که بخت‌آزمایی را برده باز هم در بازی بینگوی چهارشنبه‌شب شرکت می‌کند؟
هر کدام از این پرسش‌ها می‌تواند موتوری باشد برای یک دنباله‌دار واقعی. به طوری که از پرسش آخر پیداست، دنباله‌دارها لزوماً نباید به موضوعات جدی بپردازند، هرچند بیشترشان چنین می‌کنند، شاید به این دلیل که می‌خواهند طول و تفصیلشان را توجیه کنند. قبل از اینکه قلم روی کاغذ بگذارید از خود بپرسید این رشته مطالب قرار است به کدام سئوال در ذهن خواننده پاسخ دهد؟
۶- نیروی دنباله‌دارها از یکی از این پرسش‌ها ناشی می‌شود: «بعد چه می‌شود؟»، «ماجرا چطور اتفاق افتاده است؟» یا «بعد چه چیزی معلوم می‌شود؟»
نمونه برای «بعد چه می‌شود؟»: زنی متوجه می‌شود شوهرش ایدز دارد. به آزمایشگاه می‌رود، آزمایش می‌دهد و بعد نتیجه را می‌گیرد…
نکته: اگر مجبورید روایت ماجرا را مدام برای ارائه توضیحات دیگر قطع کنید، نتیجه کار احتمالاً یک رشته مطلب جدا از هم خواهد بود نه یک «روایت دنباله‌دار». در رشته مطلب‌های معمولی می‌توانید بخشی از اطلاعات را در گرافیک‌ها یا به طرق دیگر نشان دهید؛ اما در دنباله‌دارها تمام توضیحات باید در متن اصلی باشد.

۷- روایت می‌تواند همزمان و به یک اندازه «شخصیت‌محور» و «طرح‌محور» باشد.
این اظهارنظر بسیار جالب توسط «جم وینبرن» ارائه شده که از متخصصان دنباله‌دار‌نویسی است. به گفته او روایت‌های دنباله‌داری که به دلیل شخصیت‌پردازی ضعیف یا کم تنها با طرح داستانی پیش می‌روند، بسیار کمتر از آنهایی که بر اساس رشد و تحول یک شخصیت بنا شده‌اند جذاب هستند. من با این گفته موافقم. در واقع روایت‌های طرح‌محور اغلب از عدم وجود «منبع طلایی» که به آشکار شدن شخصیت کمک می‌کند رنج می‌برند.
نکته: بارها شاهد شکست دنباله‌دارهایی بوده‌ام که شخصیت اصلی آنها به قدر کافی همدلی‌برانگیز نبوده است.
نکته دوم: صرف اینکه شما از یک شخصیت خوشتان می‌آید دلیل نمی‌شود که خوانندگان هم خوششان بیاید.
۸- ماجرا ذاتاً برای قسمت‌بندی مناسب است.
اکثر روایت‌های بلند، به رغم تلاشی که نویسندگان برای ارائه آنها به صورت یکپارچه می‌کنند، برای ارائه در چند قسمت مناسب‌تر هستند.
«مارک بوودن» یکی از موفق‌ترین دنباله‌دارها را برای «فیلادلفیا اینکوایرر» نوشت. «سقوط شاهین سیاه» ماجرای نبرد ارتش آمریکا را در سومالی روایت می‌کرد [بر اساس این دنباله‌دار فیلمی معروف هم ساخته شد]. بوودن داستان را به شکل یک کتاب نوشت و سپس با کمک سردبیرش «دیوید زوکینو» کوشید آن را به ۲۹ قسمت مناسب برای چاپ در روزنامه تقسیم کند.
این عدد ۲۹ الکی نیست! معنی‌اش این است که دنباله‌دار می‌تواند یک ماه چاپ شود و شروع و پایانش هم روز یکشنبه باشد [روزنامه‌ها در غرب روزهای تعطیل هم منتشر می‌شوند و نسخه روزهای تعطیل مفصل‌تر است]. به روایت دنباله‌دار بین این قسمت‌ها فکر کنید: ۸، ۱۵، ۲۲، ۲۹٫ هر یک از این‌ها را می‌توان یکشنبه آغاز کرد و یکشنبه بعدی به پایان رساند. بیشتر دنباله‌دارها کمتر از هشت قسمت دارد و این چیز خوبی است. به یاد داشته باشید که روزنامه می‌تواند بیش از یک قسمت از دنباله‌دار را در یک شماره چاپ کند. قسمت‌بندی داستان قدرت انتخاب سردبیر را افزایش می‌دهد.
۹- مطالب دنباله‌دار باید جای مشخصی در روزنامه داشته باشند.
دنباله‌دارهای صبحانه‌ای به اسم «کمیک استریپ» هر روز در روزنامه‌ها چاپ می‌شود. جای مشخص آنها باعث می‌شود خوانندگان به راحتی پیدایشان کنند. خوانندگان به مرور عادت می‌کنند سرنوشت شخصیت مورد علاقه‌شان را مثل یک عادت روزانه دنبال کنند. سردبیر با اختصاص مکان مشخص به دنباله‌دار به ایجاد این عادت کمک می‌کند. دنباله‌دارهایی که جای ثابت دارند همیشه موفق‌تر هستند، هر چند گاهی حفظ جای ثابت برای دنباله‌دارها میسر نیست.
۱۰- هر قسمت روزانه باید بر اساس زمان تقریبی خوانده شدن سنجیده شود.

در طول دوران کار حرفه‌ای‌ام تجربه اندازه گرفتن طول مطلب بر اساس تعداد حروف، تعداد کلمات، ستون در اینچ و صفحه را داشته‌ام. اما چرا به جای همه اینها اندازه یک مطلب یا قسمت را بر اساس زمان تقریبی خوانده شدنش نسنجیم؟ این زمان البته می‌تواند بسته به مهارت خواننده و محیطی که او در آن مطلب را می‌خواند متفاوت باشد، اما بر اساس تجربه می‌توان گفت هر خواننده [انگلیسی‌زبان] تقریباً هر یکصد لغت [انگلیسی] را در ۳۳ ثانیه می‌خواند.
این تخمین را می‌شود اینطوری گرد کرد: ۲۰۰ لغت در دقیقه. بنابراین یک مطلب ۱۰۰۰ کلمه‌ای را که روان نوشته شده باشد می‌توان در پنج دقیقه خواند. بهتر است برای همه مطالب همین اندازه رعایت شود. راز ناگفته تحریریه روزنامه‌های آمریکایی این است که بسیاری از روزنامه‌نگاران مطالب طولانی‌تر از این را حتی در روزنامه خودشان نمی‌خوانند. آنها هم گرفتارند، وقت ندارند و اخبار را از اینترنت می‌گیرند.
۱۱- موضوع دنباله‌دار بر موضوعی مهم دلالت دارد، موضوعی مثل خدمات عمومی، نفع عامه، روابط اجتماعی، جنگ و اثرات آن و…
تصمیم دارم دنباله‌دارهایی درباره مسائل بزرگ بنویسم: ایدز (بلای قرن بیستم)، هولوکاست (جنایت قرن بیستم) و هزاره (پایان قرن بیستم). این مسائل بزرگ باید در قالب زندگی و سرگذشت آدم‌های مشخص بیان شود. توجیه انتشار روایت‌های دنباله‌دار که هدف اجتماعی مهمی را دنبال نکند دشوار هست اما غیرممکن نیست. شما باید هدفتان را از همان ابتدا مشخص کنید، آن را با سردبیر در میان بگذارید و اگر توافق حاصل شد، آن را در قالب ماجرا بیان کنید.
۱۲- خواننده در پایان روایت پاداش می‌گیرد.
اصراری بر پایان خوش آبکی به سبک سریال‌های تلویزیونی ندارم، اما پایان‌بندی باید ارضاءکننده باشد به طوری که پاداشی تلقی شود برای خواننده‌ای که مطالب را دنبال کرده است. همانطور که جان فرنکلین (برنده دو جایزه پولیتزر) بارها گفته است، مثلاً لازم نیست بیمار پس از عمل مغز لزوماً زنده بماند، اما اگر مرد، لازم است مشخص شود پزشک تمام تلاش خود را کرده و از این پس نیز برای نجات جان انسان‌ها کوشش خواهد کرد. به یاد داشته باشید که اگر پایان ماجرایی که روایت می‌کنید سیاه، غم‌افزا، ناامید‌کننده یا بی‌رحمانه است، روایت دنباله‌داری که می‌نویسید تأثیر آن را افزایش می‌دهد.
بسیار خوب، حالا اگر فکر می‌کنید ماجرایی که می‌خواهید روایت کنید برای نوشتن دنباله‌دار مناسب است چه باید بکنید؟ روزنامه شما مطلبی را که قبلاً شبیهش چاپ شده باشد منتشر نمی‌کند. چه استدلال‌هایی وجود دارد که نشان دهد مطلب دنباله‌داری هم برای خواننده و هم برای روزنامه مفید است

 

راهنمای نوشتن مطالب دنباله‌دار برای رسانه‌ها (۳)

بخش سوم رشته مقالات پیتر کلارک، پژوهشگر ارشد مؤسسه پوینتر، درباره نوشتن مطالب دنباله‌دار مطبوعاتی:
«روایت دنباله‌دار» منجی دنیای تجارت اخبار نیست. این نوع روایت تنها ابزاری است که به نویسنده در بیان مطلبی معین کمک می‌کند. دنباله‌دارها به عنوان قالب ادبی امتیازها و فرصت‌هایی را برای نویسنده فراهم می‌کنند.
۱- دنباله‌دارها به تبدیل خواننده آخر هفته به خواننده روزانه کمک می‌کنند.
شماره آخر هفته اکثر روزنامه‌ها [در غرب] خوانندگان بیشتری از شماره‌های عادی دارد. حتی مواردی هست که تیراژ عادی روزنامه‌ای به تدریج کاهش می‌یابد، اما تیراژ شماره یکشنبه آن رو به افزایش است. بنابراین وقتی شما انتشار یک ماجرای دراماتیک را در شماره یکشنبه آغاز می‌کنید و در پایان بخش اول تعلیق می‌گذارید، در واقع خواننده را به خریدن شماره دوشنبه دعوت کرده‌اید. من پیام‌های متعددی از توریست‌های فلوریدا دریافت کرده‌ام که به طور اتفاقی یکی از شماره‌های روایت دنباله‌داری را به قلم من خوانده‌اند و حالا که به ایالت یا کشور خود برگشته‌اند می‌خواهند بدانند چطور می‌شود ادامه روایت را خواند. این کار در دورانی که خواننده می‌توانند از طریق وب‌سایت‌ها مطالب را دنبال کنند ساده‌تر هم می‌شود. بنابراین دنباله‌دار نویسی را می‌توان در عین حال راهی برای ترغیب خوانندگان مسن‌تر به استفاده از وب‌سایت روزنامه‌ها دانست.
۲- دنباله‌دارها به افزایش تیراژ کمک می‌کنند
عوامل و متغیرهای فراوان در تیراژ گرفتن روزنامه‌ها مؤثرند، بنابراین به سادگی نمی‌توان تأثیر تک‌تک مطالب یا روایت‌های دنباله‌دار را در آن مشخص کرد. اما «بالتیمور سان» می‌گوید تیراژش در هفده روزی که یک دنباله‌دار را درباره مرگ زودهنگام یک مادر جوان منتشر می‌کرد حدود چهار درصد افزایش داشته است. همچنین معروف است که آثار تام فرنچ خوانندگان زیادی را جلب کرده و همیشه تیراژ زیادی آورده است…
۳- دنباله‌دارها فواید کوتاه‌نویسی و بلندنویسی را همزمان دارند.
از هنگام انتشار روزنامه «یو.اس.ای تودی»، طول مطالب مطبوعاتی به موضوع اصلی بحث در تحریریه روزنامه‌های آمریکایی تبدیل شد و این کشمکش با پیشرفت سایت‌های خبری آنلاین ادامه یافت. آن روزها این که کسی طرفدار خبرهای تلگرافی «یو.اس.ای تودی» بود یا هوادار مطالب بلند «فیلادلفیا اینکوایرر» نشان می‌داد چه جور روزنامه‌نگاری است. در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی روایت‌های دنباله‌دار به عنوان راهی برای آشتی و تلفیق این دو گونه مطرح شد. می‌توان یک موضوع جدی و پیچیده را در مطلبی به بلندی ۳۰ هزار واژه بررسی کرد، اما آن را مثلاً در ۲۹ قسمت ارائه داد. به این ترتیب نویسنده می‌تواند موضوع را با عمق کافی، به تدریج و خلاقانه گزارش کند. خوانندگان پرمشغله نیز قادر خواهند بود مطلب را در قسمت‌های کوتاه‌تر و بدون اینکه ناچار شوند از خیر خواندن بقیه روزنامه بگذرند، بخوانند.

۴- دنباله‌دارها با رسانه‌های جدیدی مانند اینترنت سازگارند
تجربه شخصی من نشان می‌دهد انتشار روایت‌های دنباله‌دار در وب‌سایت‌های خبری امتیازهایی دارد:
• خوانندگانی که یک قسمت از روایت را در روزنامه نخوانده‌اند می‌توانند آن را در وب‌سایت پیدا کنند.
• خواننده می‌تواند صبر کند و در پایان انتشار، تمام مطلب را یکجا در وب‌سایت بخواند.
• خوانندگان در سراسر جهان می‌توانند روایت را دنبال کنند.
• احتمالاً صدها خواننده در طول انتشار مطلب در سایت کامنت (اظهارنظر) می‌گذارند.
• بعضی از این اظهارنظرکنندگان ممکن است منابع بالقوه جدید برای روایت باشند.
سایت‌های اینترنتی در جستجوی مراجعه‌کنندگانی هستند که مدام به سایت سر بزنند و روایت‌های دنباله‌دار خواننده را ترغیب می‌کند برای دنبال کردن ماجرا هر روز به سایت مراجعه کند.
۵- دنباله‌دارها بحث‌هایی در جامعه ایجاد می‌کنند.
روایت‌ دنباله‌دار به دلیل ابعادش تأثیرات خوب و بد ماجرا را افزایش می‌دهد. چنین روایتی از آنجا که در طول چندین روز مرتب مطرح می‌شود بحث‌هایی را در جامعه به دنبال می‌آورد. خوانندگان اغلب با شخصیت‌های ماجرا ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند و درگیر ماجرا می‌شوند. یکی از نشانه‌های قدرت دنباله‌دارها این است که بسیاری از خوانندگان کنجکاو می‌شوند که پس از پایان انتشار روایت چه بر سر شخصیت‌های درگیر در آن آمده است.

]]>
0